پادگرد
کاور جنون واره های ذهن دیگری

جنون واره های ذهن دیگری

از در پادگرد

جنون‌واره‌های ذهن دیگری

شنیدن

شبکه‌ها

حمایت

همهٔ راه‌های شنیدن

معرفی پادکست

دربارهٔ جنون واره های ذهن دیگری

جنون واره های ذهن دیگری از ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹ به جمع پادکست‌های فارسی پیوسته است. این برنامه از Amir Peimanfard حالا ۱۱ اپیزود در موضوع جامعه و فرهنگ، روابط در آرشیو پادگرد دارد.

به‌طور میانگین هر ۴۱ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۱٬۹۵۴ روز می‌گذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبت‌شده‌اش نزدیک به ۴۵ دقیقه است؛ با فاصله‌های نسبتاً بلند اما قابل‌پیگیری منتشر شده است.

برای دسترسی به تازه‌ترین قسمت‌ها می‌توانی همین صفحه را دنبال کنی.

صفحه‌های مرتبط: Amir Peimanfard؛ جامعه و فرهنگ، روابط

اپیزودها

سودای شنیده شدن

۳۰ خرداد ۱۴۰۰ · 2 دقیقه

تصور کن پرده گوشت آنقدر حساس است که اگر فرکانس صدا از حدی فراتر رود پاره خواهد شد. حال خود را در ناکجایی مجسم کن که فاصله ات از نزدیک ترین شخص به تو آنقدر زیاد است که برای رساندن

عشق در یک نگاه

۲۳ مرداد ۱۳۹۹ · 3 دقیقه

بخشی از کتاب «تکه هایی از یک کل منسجم»

ترک شده

۳۱ تیر ۱۳۹۹ · 2 دقیقه

زیاد نوشتن و خوندیم که با رفتن کسی که دوسش داری، نه می‌میری و نه تا "ابد" "سوگوار" می‌مونی! نوشتن کم کم "فراموش" می‌کنی. سرد می‌شی. می‌گن زمان "معجزه" می‌کنه. این روزا که بگذره

رنگ شب

۱۱ خرداد ۱۳۹۹ · 4 دقیقه

خواستم بگم نرو، من هنوز دلم تماشا می‌خواد، دیدم خیلی قشنگه وقتی میره، هیچی نگفتم. همون‌جا رو سنگ سیاه خوابیدم، گفتم فردا بشه باز میاد. اما دیگه فردا نشد. همه‌ش امشبه. امشب هم که

همین

۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹ · 2 دقیقه

باید برایت بگویم چگونه عطش در جانم می‌جوشد از تصور تن تو. یا بگویم برایت چه هولناک است سکوتی که میان ماست، وقتی صدای تو تنها نور دنیاست. باید برایت بگویم اما حرفها، کلمه‌ها از من

هنوز

۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹ · 4 دقیقه

ثانيه ها لج كردن زل زدن به چشمام عقربه ها یه قدم میرن جلو و سه قدم برمیگردن به عقب توهم وقتی تنهایی همینطوری ثانیه ها باهات لجن؟ با چشمای بسته منتظرم برسی چشامو باز میکنم نگاهمون

نامه ها

۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹ · 8 دقیقه

سلام هميشه نوشتن مرهم خوبيه واسه احوال تلخ ولی ایندفعه میخام تلخی روزگارم با خودم بیارم تو نوشته هام سخته که بگم چیا بهم گذشته یا اینکه بگم چیا تو دلمه و چیا تو سرم میدونی همیشه

صمد

۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۹ · 4 دقیقه

دکتر چه سِریه که هر تابستون میای میشینی رو به روی ما و شرح حال ازمون میخوای ؟ آزادمون کن بریم دکتر چیه هر روز هی قرص قرص قرص و شب که می شه هی پُک پُک پُک ؟ دکتر یه نسخه واس ما

نهنگ

۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۹ · 4 دقیقه

یه دقیقه اومدم برات بگم که تو آسایشگاه یه اتاق جدید اضافه کردن، رنگش گل‌بهیه، خیلی اتاق قشنگیه. اگه در طول هفته هی نشینی با گنجیشگها حرف بزنی یا نری خودتو از درخت وسط محوطه آویزون

کافه

۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۹ · 5 دقیقه

دوست داشتم عاشقِ اون دخترِ مو مشکی بشم ، بدون این که بفهمه، بدون این که یه ذره حس کنه هرشب ساعتِ ۸ تنها میومد کافه و میشِست اون کنج و شروع میکرد به نوشتن. موقعی که سرش پایین بود

اسپانسرهای پادکست

جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال می‌شود.

مشاهدهٔ بسته‌ها

میهمانان پادکست

آرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال می‌شود.

مشاهدهٔ بسته‌ها

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.