پادگرد
کاور نامه ها
جنون واره های ذهن دیگری

نامه ها

۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹ · 8 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

سلام هميشه نوشتن مرهم خوبيه واسه احوال تلخ ولی ایندفعه میخام تلخی روزگارم با خودم بیارم تو نوشته هام سخته که بگم چیا بهم گذشته یا اینکه بگم چیا تو دلمه و چیا تو سرم میدونی همیشه اونی که تو سرت میچرخه تو جنگ و بحثه با اونی که داره تو دلت خودشو به در و دیوار میزنه من اونیم که زمونه و آدماش با کاراشون با حرفاشون با رفاقتا و با رفتاراشون سرب داغ میریزن تو گلوش آره من همونم گفتم قبل اینکه این سرب داغ لالم کنه قبل اینکه این آتیش بیمعرفتی بسوزونه کلبه دلمو حرف بزنم حرف بزنم قبل اینکه لال بشم و لال بميرم حرف بزنم قبل اینکه کلبه دلم خاکستر شه و یه مجسمه سنگی سوخته از خودم باقی بمونه همیشه به همه گفتم که میگذره همیشه به همه گفتم درست میشه درست نشد نشد که درست بشه ولی فقط واسه من تا بوده همین بوده میدونی راستش این زندگی اونجوری که باید هوامو نداشت هیچکی هوامو نداشت حتی خود هوا بعد چندین سال تحمل بهمن تو ريه هام خواستم حرف بزنم که تو گوش کنی که تو دل نبندی به این روزگار و ادماش كه بدوني زندگي هيچ وقت پا به پات نمياد زمونه هيچوقت به مرادت نيست حالا تو هي نگاه به نيمه پر ليوانت كن وقتي همه جونت زهر مار باشه ميفهمي ليوان پر و خالي به كارت نمياد ميدوني نميتونم بيشتر از اين حرف بزنم چون قول دادم لال بشم قول دادم دم نزنم بشم يه مهره سوخته و از دور بازيو ببينم من همون مهره سوختم كه يه روزي همرو كيش و مات ميكرد حالام ميشينم بازي زمونه و مهره هاشو ميبينم هرچند سوخته هرچند لال ولي آروم بي صدا و بي خطر چون ديگه الان اينو فهميدم ما همه مهره هاي بازي يه شطرنج چوبي ايم كه آخر و عاقبت هممون ذغاله

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.