
شمش کتاب | قطار نیمهشب؛ کدوم ایستگاه پیاده میشی؟
۱۲ مهر ۱۴۰۵ · 18 دقیقه
ونیز، تابستونِ ۱۹۷۴. یه پلِ سنگیِ کوچیک، یه پنجره با کرکرههای آبی، و پشتش زن و شوهری که اومدن ماهعسل. مرد بیستونه سالشه و با هیجان از مغازهش حرف میزنه: از وام، از شعبهی دوم،
















