
احتمال گریستن ما بسیار است
۲۷ مهر ۱۴۰۵ · 1 دقیقه
اشتباه از ما بود که خواب سرچشمه را در خیال پیاله می دیدیم دستهامان خالی دلهامان پر گفتگوهامان مثلا یعنی ما کاش می دانستیم هیچ پروانه ای پریروز پیلگی خویش را به یاد نمی آورد حالا

از در پادگرد
خسرو شکیبایی (زاده ۷ فروردین ۱۳۲۳ کرمان – درگذشته ۲۸ تیر ۱۳۸۷ تهران) هنرپیشه سینمای ایران بود. او تحصیلاتش را در رشتهٔ بازیگری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به پایان برد. تا پیش از انقلاب فقط در عرصه تئاتر و دوبله فعالیت داشت و…
معرفی پادکست
دکلمه های خسرو شکیبایی از ۶ بهمن ۱۴۰۰ به جمع پادکستهای فارسی پیوسته است. این برنامه از Pourya حالا ۳۴۷ اپیزود در موضوع هنر، موسیقی، کتاب در آرشیو پادگرد دارد.
بهطور میانگین هر ۵ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۷ روز میگذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبتشدهاش نزدیک به ۱٬۸۶۲ دقیقه است؛ ریتم انتشار پرکار و نسبتاً منظمی داشته است.
برای دسترسی به تازهترین قسمتها میتوانی همین صفحه را دنبال کنی.

۲۷ مهر ۱۴۰۵ · 1 دقیقه
اشتباه از ما بود که خواب سرچشمه را در خیال پیاله می دیدیم دستهامان خالی دلهامان پر گفتگوهامان مثلا یعنی ما کاش می دانستیم هیچ پروانه ای پریروز پیلگی خویش را به یاد نمی آورد حالا

۲۷ مهر ۱۴۰۵ · 1 دقیقه
دلم گرفته است دلم گرفته است به ایوان می روم و انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب می کشم چراغ های رابطه تاریکند چراغهای رابطه تاریکند کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد کسی مرا به

۱۱ مهر ۱۴۰۵ · 5 دقیقه
حیاط روشن بود و باد میآمد و خون شب جریان داشت در سکوت دو مرد. «اتاق خلوت پاکی است. برای فکر، چه ابعاد سادهای دارد! دلم عجیب گرفته است. خیال خواب ندارم.» کنار پنجره رفت و روی

۱۱ مهر ۱۴۰۵ · 3 دقیقه
مثل بال حشره وزن سحر را مي دانم . مثل يك گلدان ، مي دهم گوش به موسيقي روييدن . مثل زنبيل پر از ميوه تب تند رسيدن دارم . مثل يك ميكده در مرز كسالت هستم . مثل يك ساختمان لب دريا

۱۱ مهر ۱۴۰۵ · 13 دقیقه
ماهی تو آب میچرخه و ستاره دستگیر میکنه... اونوقت به خواب هرکی رفت... خوابشو از ستاره سنگین میکنه... می برتش... می برتش... از توی این دنیای دلمرده ی چهار دیواری ها... نق نق نحس

۵ مهر ۱۴۰۵ · 3 دقیقه
نگاه می کردی: میان گاو و چمن ذهن باد در جریان بود. به یادگاری شاتوت روی پوست فصل نگاه می کردی، حضور سبز قبایی میان شبدرها خراش صورت احساس را مرمت کرد. ببین همیشه خراشی است روی

۵ مهر ۱۴۰۵ · 12 دقیقه
پشت كاجستان برف. برف، یك دسته كلاغ. جاده یعنی غربت. باد، آواز، مسافر، و كمی میل به خواب. شاخ پیچك و رسیدن و حیاط. من، و دلتنگ، و این شیشه ی خیس. مینویسم، و فضا. مینویسم، و دو

۵ مهر ۱۴۰۵ · 5 دقیقه
نگاه مرد مسافر به روی میز افتاد: *چه سیب های قشنگی! حیات نشئه تنهایی است* و میزبان پرسید: قشنگ یعنی چه؟ ـ قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال وعشق، تنها عشق تو را به گرمی یک سیب می کند

۳۱ شهریور ۱۴۰۵ · 12 دقیقه
بر سر قایقش اندیشه کنان قایق بان دائماً میزند از رنج سفر بر سر دریا فریاد: اگرم کشمکش موج سوی ساحل راهی میداد. * سخت طوفان زده روی دریاست نا شکیباست به دل قایق بان شب پر از

جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاآرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاهنوز نظری نوشته نشده.
نقشهٔ ارتباطات پادگرد
برای دیدن این بخش وارد حساب پادکستری شو و پادکستت را کلیم کن. کاربران پادکستر سهمیهٔ هفتگی محدودی دارند و بستههای حرفهای دسترسی بیشتری میدهند.
آمار شنیدهشدن، دنبالکنندهها و مسیر رشد این پادکست را با یک حساب رایگان ببین.
برای ادامهٔ شنیدن
بر پایهٔ موضوعها، سازندگان، معرفی پادکست و محتوای اپیزودها