پادگرد
کاور پشت کاجستان
دکلمه های خسرو شکیبایی

پشت کاجستان

۵ مهر ۱۴۰۵ · 12 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

پشت كاجستان برف. برف، یك دسته كلاغ. جاده یعنی غربت. باد، آواز، مسافر، و كمی میل به خواب. شاخ پیچك و رسیدن و حیاط. من، و دلتنگ، و این شیشه ی خیس. می‌نویسم، و فضا. می‌نویسم، و دو دیوار، و چندین گنجشك. یك نفر دلتنگ است. یك نفر می‌بافد. یك نفر می‌شمرد. یك نفر می‌خواند. زندگی یعنی: یك سار پرید. از چه دلتنگ شدی؟ دلخوشی‌ها كم نیست: مثلاً این خورشید، كودك پس فردا، كفتر آن هفته. یك نفر دیشب مرد و هنوز، نان گندم خوب است. و هنوز آب، می‌ریزد پایین اسب‌ها می‌نوشند. قطره‌ها در جریان، برف بر دوش سكوت و زمان روی ستون فقرات گل یاس.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.