پادگرد
کاور یادگاری شاتوت
دکلمه های خسرو شکیبایی

یادگاری شاتوت

۵ مهر ۱۴۰۵ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

نگاه می کردی: میان گاو و چمن ذهن باد در جریان بود. به یادگاری شاتوت روی پوست فصل نگاه می کردی، حضور سبز قبایی میان شبدرها خراش صورت احساس را مرمت کرد. ببین همیشه خراشی است روی صورت احساس. همیشه چیزی، انگار هوشیاری خواب، به نرمی قدم مرگ می رسد از پشت و روی شانه ی ما دست می گذارد و ما حرارت انگشت های روشن او را بسان سم گوارایی کنار حادثه سرمی کشیم. «ونیز»، یادت هست، و روی ترعه ی آرام؟ در آن مجادله ی زنگدار آب و زمین که وقت از پس منشور دیده می شد تکان قایق، ذهن تو را تکانی داد: غبار عادت پیوسته در مسیر تماشاست. همیشه با نفس تازه راه باید رفت و فوت باید کرد که پاک پاک شود صورت طلایی مرگ.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.