

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
نگاه مرد مسافر به روی میز افتاد: *چه سیب های قشنگی! حیات نشئه تنهایی است* و میزبان پرسید: قشنگ یعنی چه؟ ـ قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال وعشق، تنها عشق تو را به گرمی یک سیب می کند مانوس و عشق :تنها عشق مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد مرا رساند به امکان یک پرنده شدن و نوشداروی اندوه؟ صدای خالص اکسیر می دهد این نوش وحال ، شب شده بود چراغ روشن بود و چای می خوردند ـ چرا گرفته دلت؟ مثل آن که تنهایی ـ چه قدر هم تنها ! ـ خیال می کنم دچارآن رگ پنهان رنگ ها هستی ـ دچار یعنی ـ عاشق ـ وفکر کن چه تنهاست اگرکه ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد ـ چه نازک غمناکی ! ـ و غم تبسم پوشیده نگاه گیاه است و غم اشاره محوی به رد وحدت اشیاست ـ خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند و دست منبسط نور روی شانه آنهاست ـ نه، وصل ممکن نیست همیشه فاصله ای هست اگر چه منحنی آب بالش خوبی است برای خواب دلاویز وترد نیلوفر دچار باید بود وگر نه زمزمه حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد عشق سفر به روشنی اهتزاز خلوت اشیاست و عشق صدای فاصله هاست صدای فاصله هایی که غرق ابهامند ـ نه صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند وبا شنیدن یک هیچ می شوند کدر همیشه عاشق تنهاست و دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست و او وثانیه ها می روند آن طرف روز و او وثانیه ها روی نور می خوابند او وثانیه ها بهترین کتاب جهان را به آب می بخشند و خوب می دانند که هیچ ماهی هرگز هزار و یک گره رودخانه را نگشود و نیمه شب ها با زورق قدیمی اشراق در آب های هدایت روانه می گردند وتا تجلی اعجاب پیش می رانند
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





