پادگرد
کاور زندگینامه یک انسان معمولی-اپیزود ۲
زندگی نامه یک انسان معمولی

زندگینامه یک انسان معمولی-اپیزود ۲

۲۲ آبان ۱۳۹۹ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

همه چیز آن روز اتفاق افتاد که پدرم ماشین را کنار جاده نگه داشت تا استراحت کند. بقیه ی خانواده کنارهم پشت ماشین خواب بودند. یک نگاه به آنها انداختم. برادرم با دهان باز به شیشه تکیه داده بود و خواهرم سر به شانه ی برادرم و مادرم با متکای مخصوص کوچکش سر به پنجره ی دیگر. بیرون را نگاه کردم، جاده ی سرسبز باریکی چشمم را گرفت و من را از ماشین بیرون کشید. و این طور شد که من پا در مسیر جاده ی سبز باریک پر پیچ و خم گذاشتم و از ترس سنگ شدن هرگز پشت سرم را هم نگاه نکردم. تا آنجا که جاده، اندازه ی تن من شد. باریک و یک طرفه. اگر الان نمیدانستم که سیاره ی ما قطعه ی ناچیزی از کهکشان کوچکی است، میگفتم رسیدم به آخر دنیا.ولی من میدانم و شما هم میدانید که جاده تا بی نهایت ادامه دارد و من انگار تنها یک قدم برداشتم. گاهی به ذهنم میرسد که آیا کسی از ماهی سیاه کوچولو خبر دارد؟

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.