پادگرد
کاور ذره های زندگی - 1
زمزمه ادبی

ذره های زندگی - 1

۱۹ خرداد ۱۴۰۲ · 17 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

زن جوان، پير عابدي را ديد كه كنار درختی ايستاده و رویش بسوی آسمان بود و داشت چیزی زیر لب زمزمه می کرد. بعد از اينكه زمزمه اش و یا راز و نیازش با آسمان به پایان رسید، لبخند محبت‌‌ آميزي به او زد و روي چمنها در همان نزديكي چهار زانو نشست و چند لحظه كه گذشت گفت: - بايد مواظب خودت باشي. وقتي با سكوت او روبرو شد، چون واقعاً نمي دانست چه جوابي بايد به پیرمرد بدهد برايش تعريف كرد كه از همان اولين باري كه او را در حال قدم زدن روی تپه جنگلی «کالیماچ» ديده مراقبش بوده و بعضي روزها كه غيبت مي كرده حتي نگران مي شده. بعد سئوالي از او پرسيد كه هيچ انتظارش را نداشت...

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.