
داستانک شماره چهار فصل اول
۱۲ اسفند ۱۴۰۳ · 1 دقیقه
همراهِ کوچکِ خوش نقش و نگارم مدتهاست چون یاری وفادار، پا به پای من و کتابهايم، مسیرِ داستانها را با شور و اشتیاق میآيى.. با هر آغاز، كار و مسئوليتت را از سر ميگيرى و از غمها

از در پادگرد
در این محل داستانک های گروه هنری نشانک و با هم گوش میکنیم ما (نشانک) تولید کننده انواع محصولات مرتبط با مطالعه و کتاب هستیم که در تلاشیم مطالعه را برای همه مردم دنیا لذت بخشتر کنیم درصدی از فروش نشانک صرف کاشت نهال میشود www.neshanak.art
معرفی پادکست
رادیو نشانک از ۵ تیر ۱۳۹۹ به جمع پادکستهای فارسی پیوسته است. این برنامه از Neshanak Art Group حالا ۱۳ اپیزود در موضوع هنر، سرگرمی و اوقات فراغت، کتاب در آرشیو پادگرد دارد.
بهطور میانگین هر ۱۴۳ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۶۰۲ روز میگذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبتشدهاش نزدیک به ۱۷ دقیقه است؛ در گروه پادکستهای کمکارتر قرار میگیرد.
برای دسترسی به تازهترین قسمتها میتوانی همین صفحه را دنبال کنی.
صفحههای مرتبط: Neshanak Art Group؛ هنر، سرگرمی و اوقات فراغت، کتاب، طراحی، صنایع دستی

۱۲ اسفند ۱۴۰۳ · 1 دقیقه
همراهِ کوچکِ خوش نقش و نگارم مدتهاست چون یاری وفادار، پا به پای من و کتابهايم، مسیرِ داستانها را با شور و اشتیاق میآيى.. با هر آغاز، كار و مسئوليتت را از سر ميگيرى و از غمها

۱۱ مهر ۱۴۰۳ · 1 دقیقه
كارتنهای کوچک و بزرگ را وسط خانه رها کردم و یکراست رفتم سراغ آن يكى كه با ماژيك قرمز رويش نوشته بودم "لوازم ضرورى". كتابم را برداشتم و بعد از يك هفته به سرزمينِ قصهها سرک کشیدم.

۴ اسفند ۱۴۰۲ · 1 دقیقه
پشتِ پنجره ایستادم و به هیاهوی دخترکانی چشم دوختم که در روپوشهای همرنگ و هماهنگِ آبى، مانند موجی خروشان از مدرسهی ابتدایی آن طرفِ خيابان خارج مىشدند. همین دیروز بود انگار.

۱۱ بهمن ۱۴۰۲ · 1 دقیقه
نمیدانم چه راز غریبی است که حرف های زدنی این همه نگفتنی اند. مثلا اینکه تو چقدر به دنیای من می آیی... حتی همین حالا، همین حالا که قل خورد و توی سرم پیچید دل آشوب شدم. انگار یک

۱۸ مرداد ۱۳۹۹ · 1 دقیقه
عاشق شده بود٬ دلتنگ شده بود٬ بیقرار شدهبود٬ هوای کسی به سرش افتاده بود و حافظ دیگر جوابش را درست و حسابی نمیداد. یک کتاب شعر از یک شاعر معاصر برداشت و چشمهایش را بست و آن را

۱۳ مرداد ۱۳۹۹ · 1 دقیقه
قطارِ زندگی می رود. من امّا نشسته ام توی کوپه ای در سکون مطلق، به هیچ کجا نمی روم. خستهام از دنیای سربیِ آدمهای خاکستریِ این روزها... کتابهایم را از چمدانم در میآورم. بهترین

۳۰ تیر ۱۳۹۹ · 1 دقیقه
فکرش را بکن. پنجره باز باشد٬ چای دم کشیده باشد٬ موسیقی بیکلام در حال پخش باشد٬ نسیم بوزد و کتاب تو راگشوده باشد درست روی همان صفحهای که میخواستی بخوانی. تو آبنبات را جا میدهی

۲۶ تیر ۱۳۹۹ · 1 دقیقه
خانهی مادربزرگ بود و پشتیهایش، آنچنان که خستگیِ یک هفته مدرسهی اجباری را از تن به در میکردی. سماورِ همیشه جوشان، حیاطو درختهای نارنج و تابی که تابستانها، پدرت از شاخههای

۲۶ تیر ۱۳۹۹ · 1 دقیقه
تو كى هستی؟ صفحهى ٦٥ با تعجب به تكه چوبِ خوش نقش و نگارى كه ميان صفحات ٦٥ و ٦٦ جا خوش کرده بود نگاه كرد و سوالش را پرسيد. تكه چوب لبخندى آرام تحويلش داد و با صداى آرامى كه

۲۶ تیر ۱۳۹۹ · 1 دقیقه
سن و سالش زياد نيست. مادربزرگ مادرم. خودش مىگويد جهازم عروسكهايم بود. حاجى آقا هم سنی نداشت اما صبوری کرد. اولين دخترمان عروسكمان بود، یک دختر و ٢ پسرم كه زنده ماندند و از آب و
جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاآرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاهنوز نظری نوشته نشده.
نقشهٔ ارتباطات پادگرد
برای دیدن این بخش وارد حساب پادکستری شو و پادکستت را کلیم کن. کاربران پادکستر سهمیهٔ هفتگی محدودی دارند و بستههای حرفهای دسترسی بیشتری میدهند.
آمار شنیدهشدن، دنبالکنندهها و مسیر رشد این پادکست را با یک حساب رایگان ببین.
برای ادامهٔ شنیدن
بر پایهٔ موضوعها، سازندگان، معرفی پادکست و محتوای اپیزودها