

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
پشتِ پنجره ایستادم و به هیاهوی دخترکانی چشم دوختم که در روپوشهای همرنگ و هماهنگِ آبى، مانند موجی خروشان از مدرسهی ابتدایی آن طرفِ خيابان خارج مىشدند. همین دیروز بود انگار. دخترم با شنیدن صدای زنگ، با عجله کتابش را بسته بود و تا خانه دویده بود تا برای جشن تولدش آماده شود. آنقدر ذوقزده بود که تمام روز را با حواس پرتی به هیچ درسی گوش نکرده بود و مصیبت از لحظهای خود را نشان داد که برای نوشتن تکالیفش هاج و واج نگاهم کرد و گفت: یادم رفت علامت بزنم! مادر جان مشغول مخلوط كردنِ مواد كيك بود كه لبخندى آرامبخش صورتش را پر کرد! چند دقیقه بعد بستهی کادوپیچ شدهی کوچکی را به دخترم داد و گفت: برای هدیه دادنِ بعضی چیزا نباید منتظرِ مناسبتها موند... www.neshanak.art
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





