پادگرد
کاور داستانک شماره نه | فصل صفر
رادیو نشانک

داستانک شماره نه | فصل صفر

۱۸ مرداد ۱۳۹۹ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

‌‌ عاشق شده بود٬ دلتنگ شده بود٬ بی‌قرار شده‌بود٬ هوای کسی به سرش افتاده بود و حافظ دیگر جوابش را درست و حسابی نمی‌داد. یک کتاب شعر از یک شاعر معاصر برداشت و چشمهایش را بست و آن را به یکباره باز کرد. غزل خوبی آمده بود با ردیف «می‌رسی». عاشق جان ما خندید و نشانک را گذاشت همان‌جا. دوست داشت تا خود صبح همان صفحه را بخواند٬ یک بار ... دوبار ... هزار و صد و عشق دفعه اصلا. ‌ ‌ https://neshanak.art/ instagram: @neshanak

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.