پادگرد
کاور شمارۀ 42 - غزلی از امیری فیروزکوهی
پانصد غزل - بخش چهارم

شمارۀ 42 - غزلی از امیری فیروزکوهی

۲۶ آبان ۱۴۰۳ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

یاد تو یادگار تو گریه و خنده سر دهد، شمع من از لقای من خنده ز خنده های من، گریه ز گریه های من با چو منی به همدمی، شِکوه مکن که گم کند گریۀ آبشار من، نالۀ همنوای من گر به دعا برآورم دست گناهکار را ترسم از اینکه بشکند دست مرا دعای من قصه ای از گذشته ام، زنده به عمر رفته ام زندگی دوباره ام، ذکر گذشته های من ماند چو بوی خوش ز گل، یاد تو یادگار تو گر تو روی، نمی‌رود یاد تو از سرای من طایر قاف غربتم در دل شهر خویشتن نیست در آشیان من، هیچ کس آشنای من بال و پر همای بخت ار نکند مرد مرا رشته ی آرزوی من، بند نهد به پای من گرچه که پیر و جاهلم، با همه ناسزایی ام در پی عقل اگر روم، عشق دهد سزای من یاد کن از امیر خود، شمع خود و اسیر خود صبح‌دمی چو بنگری اشک مرا به جای من

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.