پادگرد
کاور انتخاب: تو زندان‌بان خودتی
نخ

انتخاب: تو زندان‌بان خودتی

۱ دی ۱۴۰۴ · 29 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

ساعت ۲ نصف‌شبه. خوابت نمی‌بره. داری یه فیلم تماشا می‌کنی. فیلمی که فقط توی ذهن تو اکران می‌شه. صحنه ۱۰ سال پیشه. اون بحث توی شرکت. حرفی که همکارت زد. نگاهی که رئیست بهت انداخت. کاری که نکردی. حرفی که نزدی. هزار بار این صحنه رو بازپخش کردی. دیالوگ‌ها رو کلمه به کلمه حفظی. و یه جایی ته دلت یه باور عمیق هست: تا وقتی اون آدم عذرخواهی نکنه، تا وقتی یه چیزی اون بیرون عوض نشه، تو نمی‌تونی حرکت کنی. منتظر اجازه‌ای. اجازه‌ای برای بیرون اومدن از زندانی که درش... اصلاً هیچ‌وقت قفل نبوده. اما اگه زندان‌بان خودت باشی چی؟ اگه اون دیوارها رو خودت آجر به آجر ساخته باشی چی؟ اگه ماندن توی این زندان یه کارکرد پنهان داشته باشه؟ اگه داره ازت محافظت کنه چی؟ در این اپیزود از پادکست نخ، با کمک کتاب «انتخاب» اثر دکتر ادیت ایوا اگر، بازمانده آشویتس و روان‌شناس بالینی، به عمق زندان ذهن می‌ریم. زنی که از کوره‌های آدم‌سوزی بیرون اومد و فهمید سخت‌ترین فرار، فرار از ذهن خودشه. ۱. تفاوت قربانی شدن و ذهنیت قربانی: قربانی شدن یه اتفاقه که از بیرون میاد. ذهنیت قربانی انتخابیه که از درون میاد. وقتی اون اتفاق رو تبدیل به کارت شناسایی خودت می‌کنی. دکتر اگر می‌گه: «هیچ‌کس جز خودتان نمی‌تواند شما را قربانی کند.» ۲. اتاق انتظار: فضای ذهنی که توش نشستی و منتظر یه عامل بیرونی هستی تا بهت اجازه خوشحال بودن بده. منتظر عذرخواهی‌ای که شاید هیچ‌وقت نیاد. منتظر قطاری که اصلاً توی برنامه حرکت نیست. ۳. کارکرد پنهان زندان: این زندان ازت محافظت می‌کنه. از ریسک شکست، از درد رابطه جدید، از مسئولیت کامل خوشبختی خودت. درد آشنا رو به شادی ناشناخته ترجیح می‌دی. چون شادی ناشناخته ریسک داره. یه صحنه از آشویتس: دختر ۱۶ ساله‌ای که مجبورش می‌کنن برای منگله، فرشته مرگ، برقصه. همون مردی که چند ساعت پیش پدر و مادرش رو به کوره فرستاده. اون چشماش رو می‌بنده و خودش رو می‌بره به سالن اپرای بوداپست. بدنش توی جهنمه، ولی ذهنش آزاده. این انتخاب جانش رو نجات داد. سؤال محوری این اپیزود: ماندن در این زندان، تو رو از چه چیزی محافظت می‌کنه؟ و آیا آماده‌ای اون محافظت رو از دست بدی؟ این اپیزود، دعوت به فراموش کردن گذشته نیست؛ دعوت به تغییر رابطه‌ات با اونه. از «چرا من؟» به سمت «حالا چه؟» حرکت می‌کنیم. و با یه حقیقت تموم می‌کنیم: در قفل نیست. هیچ‌وقت نبوده. سوال اینه که چرا هنوز توشی. منابع اشاره شده در این اپیزود: کتاب: «انتخاب» - اثر دکتر ادیت ایوا اگر (برای درک زندان ذهن، تفاوت قربانی بودن و ذهنیت قربانی، و قدرت انتخاب پاسخ)

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.