
عادتهای اتمی: جرقه نه، آتیش بساز
۱۳ دی ۱۴۰۴ · 39 دقیقه
دوشنبه صبحه. از اون دوشنبهها که حس میکنی دنیا دوباره از نو شروع شده. لیست اهداف رو مینویسی: هر روز کتاب بخونم، ورزش کنم، به خانواده زنگ بزنم. سهشنبه هم دووم میاری. چهارشنبه یه

از در پادگرد
پادکست «نخ» جاییه که من کنجکاویهام رو دنبال میکنم؛ از هر دری سخنی هست اما فقط چیزهایی که واقعاً ارزش کشف کردن دارن. اینجا سرنخهای سادهای پیدا میکنیم که به عمق مسائل پیچیده میرسن. خلاصه، کوتاه و واقعی.
معرفی پادکست
نخ از ۵ آذر ۱۴۰۴ همراه شنوندههای پادکست فارسی است. Ali Naserifar تا امروز ۲۰ اپیزود با محوریت کسبوکار منتشر کردهاند.
بهطور میانگین هر ۲ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۲۹۴ روز میگذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبتشدهاش نزدیک به ۵۰۴ دقیقه است؛ از پادکستهای پرکار فارسی به حساب میآید.
برای دسترسی به تازهترین قسمتها میتوانی همین صفحه را دنبال کنی.
صفحههای مرتبط: Ali Naserifar؛ کسبوکار

۱۳ دی ۱۴۰۴ · 39 دقیقه
دوشنبه صبحه. از اون دوشنبهها که حس میکنی دنیا دوباره از نو شروع شده. لیست اهداف رو مینویسی: هر روز کتاب بخونم، ورزش کنم، به خانواده زنگ بزنم. سهشنبه هم دووم میاری. چهارشنبه یه

۱۰ دی ۱۴۰۴ · 21 دقیقه
ساعت ۲ صبحه. نور مانیتور تنها چراغِ اتاقه. داری توی یه پوشه به اسم «پیشنویسها» بالا و پایین میری. ۱۷ تا پیشنویس... ۱۷ تا کارِ تقریباً تموم شده. اون مشخصات محصول که فقط یه

۸ دی ۱۴۰۴ · 29 دقیقه
یکی حالتون رو میپرسه. شما خستهاین، واقعاً عمیقاً خستهاین. رابطهتون داره از هم میپاشه. هفتههاست که یه خواب راحت نداشتین. ولی دهنتون رو باز میکنین و یه صدایی که انگار مال

۴ دی ۱۴۰۴ · 29 دقیقه
یه ایده داری. یه ایده خیلی خوب. دقیقاً میدونی باید چیکار کنی. انگشتت روی دکمه «ارسال» معلقه. و درست همون لحظه آخر، همون ثانیه قبل از فشار دادن، متوقف میشی. اون صدا میاد: بقیه چی

۱ دی ۱۴۰۴ · 29 دقیقه
ساعت ۲ نصفشبه. خوابت نمیبره. داری یه فیلم تماشا میکنی. فیلمی که فقط توی ذهن تو اکران میشه. صحنه ۱۰ سال پیشه. اون بحث توی شرکت. حرفی که همکارت زد. نگاهی که رئیست بهت انداخت.

۳۰ آذر ۱۴۰۴ · 29 دقیقه
کتابها رو خوندی. رواندرمانی کردی. خاطرهنویسی، مدیتیشن، همه رو امتحان کردی. دقیقاً میدونی چرا گیر کردی. اگه ازت بپرسن، میتونی یه تحلیل روانشناختی بینقص از الگوهای رفتاریات

۳۰ آذر ۱۴۰۴ · 29 دقیقه
پیام روی گوشیت ظاهر میشه. یه دعوتنامه. برای یه مهمونی. یه موج هیجان حس میکنی. شروع میکنی به فکر کردن چی بپوشم؟ کیا اونجا هستن؟ حتی خودت رو تصور میکنی که داری میخندی. این

۲۸ آذر ۱۴۰۴ · 22 دقیقه
همهچیز داره خوب پیش میره. پروژهات جواب داده. رابطهات بالاخره آروم شده. یه پول خوبی به دستت رسیده. حس میکنی شاید، فقط شاید، بالاخره زندگی داره درست میشه. و بعد یهو با یه چیز

۲۸ آذر ۱۴۰۴ · 27 دقیقه
ساعت سه صبح است. نور موبایل تنها چراغ اتاق است و مغزت دکمه خاموش شدن ندارد. کات میزند به ده سال پیش: «اگه اون رشته رو خونده بودم چی؟» کات به پنج سال پیش: «اگه از اون شهر نرفته

۲۸ آذر ۱۴۰۴ · 27 دقیقه
ساعت دو نصفهشب است. خوابت نمیبره. داری به سقف نگاه میکنی و فکر میکنی به اون شغلی که هنوز ازش مطمئن نیستی، به اون رابطهای که یه جاییش همیشه نصفه مونده، به شهری که توش زندگی
جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاآرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاهنوز نظری نوشته نشده.
نقشهٔ ارتباطات پادگرد
برای دیدن این بخش وارد حساب پادکستری شو و پادکستت را کلیم کن. کاربران پادکستر سهمیهٔ هفتگی محدودی دارند و بستههای حرفهای دسترسی بیشتری میدهند.
آمار شنیدهشدن، دنبالکنندهها و مسیر رشد این پادکست را با یک حساب رایگان ببین.
برای ادامهٔ شنیدن
بر پایهٔ موضوعها، سازندگان، معرفی پادکست و محتوای اپیزودها