پادگرد
کاور سربه‌دار | علی‌اکبر یاغی‌تبار
زهینه [زندگی بهینه

سربه‌دار | علی‌اکبر یاغی‌تبار

۶ آبان ۱۴۰۵ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

بر رواقِ مُدوّر دوران می‌نویسیم و، هر چه باداباد مرد این قصۀ تهمتن‌کش شرفش را به نان، نخواهد داد من مُریدِ پیمبرِ دردم از نَه‌مردان امان نمی‌گیرم با روانِ گرسنه می‌میرم صِله از سفلگان نمی‌گیرم سرِ من، گرمِ سربه‌داری‌هاست خاک من غیرت علف دارد سگِ سم‌خوردۀ ترانۀ من به پلنگانتان شرف دارد بر رواقِ مدوّر دوران سرِ من، سر‌به‌دار خواهد ماند دگران می‌روند و می‌آیند خشم من، ماندگار خواهد ماند می‌زند تازیانه پی‌درپی... بوسه بر دست و پای دربندم میله‌ها را به سخره می‌گیرد بندیِ سربلند لبخندم آسمانی دوباره خواهم ساخت... بر بلندای بام آزادی سرنوشت فرشتگانش را می‌سپارم به دست فرزندم پسر من بزرگ خواهد شد غزل ناسروده خواهد خواند آسمان را به خاک خواهد ریخت... در قفای زمانه خواهد راند من پلنگ بُرّنده‌دندانم از شغالان قفا نخواهم خورد سفره‌ام از گرسنگی سبز است نان به نرخ شما، نخواهم خورد گر چه باغِ بهارمرده‌ی من سرخوش از میوه‌های بن‌بستی است سرو آزاده‌ام که می‌داند فخر آزادگان تهی‌دستی است ببر مازندرانم و نامم چون تبارم زبان‌زد دنیاست عقب استخوان نمی‌گردم دُم تکاندن طریقت سگ‌هاست گر چه ناشادمان و ناخرسند گرچه نومیدوار و مأیوسم از برای دو پاره نانِ سیاه دست هر سفله را نمی‌بوسم سر من گرم سر‌به‌داری‌هاست خاک من غیرت علف دارد سگ باغِ درخت‌مرده‌ی من به بهار شما شرف دارد. علی‌اکبر یاغی‌تبار

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.