پادگرد
کاور وه که گر من باز بینم روی یار خویش را - سعدی شیرازی
سخنور

وه که گر من باز بینم روی یار خویش را - سعدی شیرازی

۱۲ مهر ۱۴۰۰ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

وه که گر من بازبینم روی یار خویش را مرده‌ای بینی که با دنیا دگربار آمده‌ست غزل کامل آن تویی یا سرو بستانی به رفتار آمده‌ست یا ملک در صورت مردم به گفتار آمده‌ست آن پری کز خلق پنهان بود چندین روزگار باز می‌بینم که در عالم پدیدار آمده‌ست عود می‌سوزند یا گل می‌دمد در بوستان دوستان یا کاروان مشک تاتار آمده‌ست تا مرا با نقش رویش آشنایی اوفتاد هر چه می‌بینم به چشمم نقش دیوار آمده‌ست ساربانا یک نظر در روی آن زیبا نگار گر به جانی می‌دهد اینک خریدار آمده‌ست من دگر در خانه ننشینم اسیر و دردمند خاصه این ساعت که گفتی گل به بازار آمده‌ست گر تو انکار نظر در آفرینش می‌کنی من همی‌گویم که چشم از بهر این کار آمده‌ست وه که گر من بازبینم روی یار خویش را مرده‌ای بینی که با دنیا دگربار آمده‌ست آن چه بر من می‌رود در بندت ای آرام جان با کسی گویم که در بندی گرفتار آمده‌ست نی که می‌نالد همی در مجلس آزادگان زان همی‌نالد که بر وی زخم بسیار آمده‌ست تا نپنداری که بعد از چشم خواب آلود تو تا برفتی خوابم اندر چشم بیدار آمده‌ست سعدیا گر همتی داری منال از جور یار تا جهان بوده‌ست جور یار بر یار آمده‌ست شاعر: حضرت سعدی شیرازی رح بقلم: علی منهاج بکوشش: فهیم هنرور RumiBalkhi.Com

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.