پادگرد
کاور نیما یوشیج | یاد
شعر | با صدای شاعر

نیما یوشیج | یاد

۷ مهر ۱۴۰۳ · 4 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: یاد ▨ شاعر: نیما یوشیج ▨ با صدای: احمد کیایی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ـــــــــــــــــ یادم از روزی سیه می‌آید و جای نموری در میانِ جنگلِ بسیار دوری. آخرِ فصلِ زمستان بود و یک‌سر هر کجا در زیر باران. مثل این که هر چه کِز کرده به جایی، بر نمی‌آید صدایی. صف بیاراییده از هر سو تمشک تیغ‌دار و دور کرده جای دنجی را. یاد آن روز صفابخشان! مثل اینکه کنده بودندم تن از هر چیز می شدم از روی این بامِ سیه سوی آن خلوت گل‌آویز، تا گذارم گوشه‌ای از قلب خود را اندر آن‌جا تا از آن جا گوشه‌ای از دل‌ربای خلوت غم‌ناک روزی را آورم با خود. آه! می‌گویند چون بگذشت روزی بگذرد هر چیز با آن روز. باز می‌گویند خوابی هست کار زندگانی زان نباید یاد کردن خاطرِ خود را بی‌سبب ناشاد کردن. بر خلافِ یاوه‌ی مردم پیشِ چشمِ من ولیکن نگذرد چیزی بدون سوز می‌کشم تصویر آن را یاد من می‌آید از آن روز! ▨ نیما یوشیج بهمن ۱۳۲۰

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.