

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
▨ نام شعر: قو ▨ شاعر: نیما یوشیج ▨ با صدای: احمد کیایی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ـــــــــــــــــ صبح چون روی میگشاید مهر روی دریای سرکش و خاموش میکشد موجهای نیلی چهر جبّهای از طلای ناب به دوش. صبحگه، سرد و تَر، در آن دمها که ز دریا نسیم راست گذر، گل مریم، به زیرشبنمها شستشو میدهد بر و پیکر. صبحگه، کهانزوای وقت و مکان دلرباینده است و شوق افزاست، بر کنارِ جزیرههای نهان قامت با وقار قو پیداست. آنچنانی که از گلی دسته پیش نجوای آبها تنها، وسط سبزهی خزهبسته تنش از سبزه بیشتر زیبا. میدهد پایِ خود تکان، شاید که کُند خستگی ز تن بیرون. بالهای سفید بگشاید بپرد دربرابر هامون. بپرد تا بدان سوی دریا در نشیبِ فضای مثل سحر، برود ازجهان خیرهی ما بزند در میان ظلمت، پَر. برود در نشیمن تاریک با خیالی که آن مصاحب اوست، در خطِ روشنی چو مو باریک بیند آن چیزها که در خورِ قوست. لکّ ابری که دور میمانَد موجهایی که میکنند صدا، وندر آنجا کسی نمیداند که چه اشکال میشوند جدا. لیک مرغ جزیرههای کبود، در همین دم که او به تنهایی سینه خالی ز فکر بود و نبود میکند فکرهای دریایی. نظر انداخته سوی خورشید، نظری سوی رنگ های رقیق با تکانی به بالهای سفید بجهیدهست روی آبِ عمیق. برخلافِ تصورِ همه، او مانده دیوانهی حکایت آب گر کسی هست یا نه، ناظرِ قو قو در آغوشِ موجهاست به خواب. ▨ نیما یوشیج بیستم فروردین ماه ۱۳۰۵
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





