
در خانه غم بودن، مولانا
۱۱ مهر ۱۴۰۵ · 1 دقیقه
------------------------------------------------------------------ در خانهٔ غم بودن، از همت دون باشد. و اندر دل دونهمت، اسرار تو چون باشد؟ بر هر چه همی لرزی، میدان که همان

از در پادگرد
این پادکست تلاش دارد تا شعر های فارسی را برای شنیدن در اختیار همگان بگذارد
معرفی پادکست
شعر فارسی با آمر قوانینی از ۲۲ تیر ۱۴۰۴ همراه شنوندههای پادکست فارسی است. Amer Ghavanini تا امروز ۱۰۱ اپیزود با محوریت هنر منتشر کردهاند.
بهطور میانگین هر ۴ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۲۱ روز میگذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبتشدهاش نزدیک به ۲۰۷ دقیقه است؛ ریتم انتشار پرکار و نسبتاً منظمی داشته است.
برای دنبالکردن شعر فارسی با آمر قوانینی میتوانی سراغ کستباکس بروی.
صفحههای مرتبط: Amer Ghavanini؛ هنر

۱۱ مهر ۱۴۰۵ · 1 دقیقه
------------------------------------------------------------------ در خانهٔ غم بودن، از همت دون باشد. و اندر دل دونهمت، اسرار تو چون باشد؟ بر هر چه همی لرزی، میدان که همان

۱۱ فروردین ۱۴۰۵ · 1 دقیقه
خاکم به سر ز غصه به سر خاک اگر کنم خاک وطن که رفت چه خاکی به سر کنم؟ آوخ کلاه نیست وطن تا که از سرم برداشتند فکر کلاهی دگر کنم مرد آن بود که این کلهش بر سر است و من نامردم ار که

۸ فروردین ۱۴۰۵ · 1 دقیقه
دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش وز شما پنهان نشاید کرد سر میفروش گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع سخت میگیرد جهان بر مردمان سختکوش وان گهم در داد جامی کز فروغش بر فلک

۸ فروردین ۱۴۰۵ · 2 دقیقه
چیست دریا؟ چشم پر اشک زمین در نگاهش آرزویی ته نشین آرزوی پا گشودن، پر زدن بر فراز کوهساران سر زدن چشمه بودن، باز جوشیدن به کوه دم زدن با آن بلند با شکوه خویشتن از خویشتن انگیختن

۲۶ اسفند ۱۴۰۴ · 1 دقیقه
کس نگذشت در دلم تا تو به خاطر منی یک نفس از درون من خیمه به در نمیزنی مهر گیاه عهد من تازه تر است هر زمان ور تو درخت دوستی از بن و بیخ برکنی کس نستاندم به هیچ ار تو برانی از درم

۱۱ اسفند ۱۴۰۴ · 1 دقیقه
پیش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم که بیانی چو زبان تو ندارد سخنم ره مگردان و نگه دار همین پرده ی راست تا من از راز سپهرت گرهی باز کنم صبر کن ای دل غم دیده که چون پیر حزین عاقبت

۵ اسفند ۱۴۰۴ · 1 دقیقه
مرا به جان تو سوگند و صعب سوگندی که هرگز از تو نگردم نه بشنوم پندی دهند پندم و من هیچ پند نپذیرم که پند سود ندارد به جای سوگندی شنیدهام که بهشت آن کسی تواند یافت که آرزو برساند

۴ اسفند ۱۴۰۴ · 1 دقیقه
هست شب یک شب دم کرده و خاک رنگ رخ باخته است باد، نوباوهی ابر، از بر کوه سوی من تاخته است هست شب همچو ورم کرده تنی گرم در استاده هوا هم از این روست نمیبیند اگر گمشدهیی راهش را

۴ اسفند ۱۴۰۴ · 1 دقیقه
زردها بیخود قرمز نشدند قرمزی رنگ نینداخته است بیخودی بر دیوار صبح پیدا شده از آن طرف کوه ازاکو اما وازنا پیدا نیست گرتهی روشنی مردهی برفی همه کارش آشوب بر سر شیشهی هر پنجره

۲۲ بهمن ۱۴۰۴ · 1 دقیقه
غمش در نهانخانه دل نشیند به نازی که لیلی به محمل نشیند به دنبال محمل چنان زار گریم که از گریهام ناقه در گل نشیند خلد گر به پا خاری آسان بر آرم چه سازم به خاری که در دل نشیند پی
جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاآرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاهنوز نظری نوشته نشده.
نقشهٔ ارتباطات پادگرد
برای دیدن این بخش وارد حساب پادکستری شو و پادکستت را کلیم کن. کاربران پادکستر سهمیهٔ هفتگی محدودی دارند و بستههای حرفهای دسترسی بیشتری میدهند.
آمار شنیدهشدن، دنبالکنندهها و مسیر رشد این پادکست را با یک حساب رایگان ببین.
برای ادامهٔ شنیدن
بر پایهٔ موضوعها، سازندگان، معرفی پادکست و محتوای اپیزودها