

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
▨ نام شعر: هی قرص هی دوا ول کن ▨ شاعر: سیمین بهبهانی ▨ با صدای: سیمین بهبهانی ♪ پالایش و تنظیم: شهروز ────── ♪ ────── هی قرص، هی دوا، بس کن! این زندگی ست؟ آری؟ نه بهبود ِ جسم ِ ویران را هیچ انتظاری داری؟ نه فردا چگونه خواهد بود؟ دنیا درست خواهد شد؟ خورشید رقص خواهد کرد، در عین سوگواری؟ نه مهتاب در سرابُستان، هر شب حریر خواهد بافت؟ صبح از کرانه خواهد تافت، با شال نقره کاری؟ نه فقر و فساد و فحشا را، از این خرابه خواهی راند؛ تا عیش و امن و تقوا را، سوی سرا بیاری؟ نه مقتولههای مسکین را ، کز بُضع* خویش نان خوردند بر گور اگر گذر کردی، نان ِ دگر گذاری؟ نه هی قرص، هی دوا، بس کن، این شرق شرق ِشلاق است هر ضربه را، یقین دارم؛ با نبض میشماری، نه؟ هی نغمهساز آزادی، میبینمت که بیماری نه نه نمیتوانی تا، دستی ز دل برآری. نه بالابلند ِ پویا را، ننگ است ضعف و بیماری گر آخرین دوا خواهی؛ مرگ است و شرمساری نه برخیز و چهره رنگین کن؛ تا باز نوجوان باشی پیش عدوی بدخواهت خواری مباد و زاری نه در آخرین نبرد ای زن! فرمانپذیز ِ آتش باش دست ِ به خود گشودن هست، گر پای ِ پایداری نه ▨ سیمین بهبهانی، نیمای غزل ِایران ————- * بضع؛ با ضمه ب و سکون ض به معنی آلت تناسلی زن است.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





