پادگرد
کاور از هر چه می رود سخن دوست خوشتر است، سعدی
شعر فارسی با آمر قوانینی

از هر چه می رود سخن دوست خوشتر است، سعدی

۱۸ مرداد ۱۴۰۴ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

از هر چه می‌رود، سخنِ دوست خوش‌تر است پیغام آشنا، نفَسِ روح‌پرور است هرگز وجودِ حاضرِ غایب شنیده‌ای؟ من در میان جمع و دلم جای دیگر است شاهد که در میان نبود، شمع گو «بمیر» چون هست، اگر چراغ نباشد منور است ابنای روزگار به صحرا روند و باغ صحرا و باغِ زنده‌دلان، کوی دلبر است جان می‌روم که در قدم اندازمش ز شوق درمانده‌ام هنوز که نزلی محقر است کاش آن به خشم‌رفتهٔ ما آشتی‌کنان بازآمدی که دیدهٔ مشتاق بر در است جانا! دلم چو عود بر آتش بسوختی وین دم که می‌زنم ز غمت، دود مجمر است شب‌های بی توام، شبِ گور است در خیال ور بی تو بامداد کنم، روز محشر است گیسوت عنبرینهٔ گردن تمام بود معشوق خوب‌روی، چه محتاجِ زیور است؟ سعدی! خیال بیهُده بستی، امید وصل هجرت بکُشت و وصل، هنوزت مصور است زنهار از این امیدِ درازت که در دل است هیهات از این خیالِ محالت که در سر است

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.