

غزل شمارهٔ ۶۳- از هر چه میرود سخن دوست خوشتر است
۱۹ آذر ۱۴۰۱ · 18 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
1) از هر چه می رود سخن دوست خوشتر است / پیغام آشنا نفَس روح پرور است 2) هرگز وجود حاضرِ غایب شنیده ای ؟ / من در میان جمع و دلم جای دیگر است 3) شاهد که در میان نبوَد ، شمع گو بمیر / چون هست ، اگر چراغ نباشد منوّر است 4) اَبنای روزگار به صحرا روند و باغ / صحرا و باغ زنده دلان کوی دلبر است 5) جان می روم که در قَدم اندازمش ز شوق / درمانده ام هنوز که نُزلی محقّر است 6) کاش آن به خشم رفتۀ ما آشتی کنان / بازآمدی که دیدۀ مشتاق بر در است 7) جانا ، دلم چو عود بر آتش بسوختی / وِ این دَم که می زنم ز غمت دود مِجمر است 8) شب های بی توام شب گور است در خیال / ور بی تو بامداد کنم روز محشر است 9) گیسوت عنبرینۀ گردن تمام بود / معشوق خوب روی چه محتاج زیور است ؟ 10) سعدی ، خیال بیهده بستی امید وصل / هجرت بکُشت و وصل هنوزت مصوّر است 11) زنهار ، از این امید درازت که در دل است / هیهات ، از این خیال محالت که در سر است
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.


