پادگرد
کاور هوشنگ ابتهاج | شب آمد و دل ِ تنگم هوای خانه گرفت
شعر با صدای شاعر

هوشنگ ابتهاج | شب آمد و دل ِ تنگم هوای خانه گرفت

۱۸ شهریور ۱۴۰۴ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ شعر: شب آمد و دل ِ تنگم هوای خانه گرفت ▨ شاعر: هوشنگ ابتهاج ▨ با صدای: هوشنگ ابتهاج ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــ شب آمد و دل ِ تنگم هوای خانه گرفت دوباره گریه‌ی بی‌طاقتم بهانه گرفت شکیب درد ِ خموشانه‌ام دوباره شکست دوباره خِرمن خاکسترم زبانه گرفت نشاط زمزمه، زاری شد و به شعر نشست صدای خنده، فغان گشت و در ترانه گرفت زِهی پسند کماندار فتنه کز بن تیر نگاه کرد و دو چشم ِ مرا نشانه گرفت امید عافیتم بود؛ روزگار نخواست قرار عیش و امان داشتم، زمانه گرفت زِهی بخیل ستمگر که هرچه داد به من به تیغ، باز ستاند و به تازیانه گرفت چو دود، بی سر و سامان شدم که برق ِ بلا به خرمن‌ام زد و آتش در آشیانه گرفت چه جای گُل که درخت کهن ز ریشه بسوخت ازین سَموم نفس‌کُش که در جوانه گرفت دل گرفته‌ی من همچو ابر بارانی گشایشی مگر از گریه‌ی شبانه گرفت

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.