

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
▨ نام شعر: در حجمی از بیانتظاری (کودکی) ▨ شاعر: سیمین بهبهانی ▨ با صدای: سیمین بهبهانی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ___________ درحجمی از بی انتظاری ؛ زنگ بلند و سوت کوتاه سیمین تویی ؟ آوای گرمش؛ آمد به گوشم زآن سوی راه یک شیشه مِی، پر نشئه و گرم، غلغل کنان در سینه شارید راه از میان انگار برخاست؛ بوسیدمش گویی به ناگاه -« آری!منم!» خاموش ماندم .- «خوبی؟ خوشی؟ قلبت چه طور است؟» _ چیزی نگفتم ؛ راه دور است - ؛ - «خوبم ! خوشم ! الحمدالله ! » کودک شدیم انگار هر دو؛ شش سال من کوچکتر از او باز آن حیاط و حوض و ماهی؛ باز آن قنات و وحشت و چاه قایم نشو! پیدات کردم؛ بی خود ندو! می گیرمت ها افتادم وپایم خراشید؛ شد رنگ او از بیم چون کاه زخم مرا با مهربانی، بوسید؛ یعنی: خوب شد خوب بنشست و من با او نشستم؛ بر پلهای نزدیک درگاه آن دوستی نشکفته پژمرد؛ وان میوه، نارس چیده آمد آن کودکی ها حیف و صد حیف؛ وین دیرسالی آه و صد آه حرفی بزن! قطع است؟ - نه نه! من رفته بودم سالها دور تا باغ های سبز پر گل ؛ تا سیب های سرخ دلخواه حالا بگو قلبت چه طور است؟» - قلبم ؟ نمیدانم! ولی پام روزی خراشیده است و یادش؛ یک عمر با من مانده همراه
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





