پادگرد
کاور فخرالدین مزراعی | شرمنده ز عمر | صدای علی‌اکبر یاغی‌تبار
شعر با صدای شاعر

فخرالدین مزراعی | شرمنده ز عمر | صدای علی‌اکبر یاغی‌تبار

۲۷ شهریور ۱۴۰۵ · 4 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: شرمنده ز عمر ▨ شاعر: فخرالدین مزارعی ▨ با صدای: علی‌اکبر یاغی‌تبار ____________ نیست آسان به چنین ورطه دوام‌آوردن توسنِ معرکه در زیر لگام آوردن بام را بردن در لعنت و دشنام به شام شام، پردغدغه در بیم به بام آوردن شیرِ نر بودن و در جلدِ خر ماده شدن تن به بی‌غیرتیِ خاصِ عوام آوردن عصب کوفته را داده به تاراجِ غضب آنچنان‌ترکُنِ شورنده به‌جام‌آوردن در گریز از خود و از خیل امیرانِ کلام رو به هم‌صحبتیِ شُربِ مدام آوردن زن‌به‌مزدی بشد افسانه و، اکنون هنر است مزه‌ی باده برِ فاسقِ مام آوردن صبح بیرون‌زدن از خانه چُنان ببر و به شام خون‌چکان لاشه‌ی زخمین به کنام آوردن خوک را گر به لطافت بتوان شب‌پره کرد پختگی را نتوان در دلِ خام آوردن خلق را دیدن در قیدِ قعودی جاوید لیک در قافیه ترسان ز قیام آوردن تیغ بر نای و هراسان سرِ تسلیم فرود به رجزخوانیِ هر تخم حرام آوردن نتوانستن بی‌وسوسه‌ی هول و هراس به شب از این‌همه، یک روز تمام آوردن ترس را دادن در قعرِ رگ و ریشه رسوب خوف با مایه‌ی تمکین به قوام آوردن روز و شب بر سر این فاجعه شرمنده ز عمر مهر و مه را به تماشا لب بام آوردن نه کرامات، قرمساقی و بی‌غیرتی است این‌همه دیدن و اینگونه دوام آوردن آبروریزی ارباب سخن دیدن و سخت خاک بر فرقِ امیرانِ کلام آوردن ▨ فخرالدین مزارعی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.