پادگرد
کاور علی‌اکبر یاغی‌تبار | مادر
شعر | با صدای شاعر

علی‌اکبر یاغی‌تبار | مادر

۹ تیر ۱۴۰۵ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: مادر ▨ شاعر: علی‌اکبر یاغی‌تبار ▨ با صدای: علی‌اکبر یاغی‌تبار ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ــــــــــــــــ از عروض «خلیل بن احمد»، این حصارِ مسقّف موزون، دارد آهسته می‌زند بیرون، کهن‌الگوی غوطه‌ور در خون کهن‌الگوی غوطه‌ور در خون، در عروض عرب نمی‌گنجد مثل من در جهانِ بی‌مادر، مثل تو در جهانِ بی‌ ... خفه‌خون!!! خفه‌خون یک سلاح مردانه است؛ با شعاع خرابیِ بالا مثلاً طیِّ اولین «منزل» مثلاً فتح چندمین خاتون پدر از فتح چندمین خاتون، پسر از زورخانه بیرون زد کهن‌الگوی قصه‌ی من هم دارد از خا...نمی‌زند بیرون دارد از خانه...آه!!! گفتی آه؟ آه یعنی دوتا کهن‌الگو تحت نام حمایت یک تن، زیر پای تعرّضِ قانون غرقی و غرقم و فراغرق است؛ کهن‌الگوی این غزل در من، من در اوهام یک بیابانگرد؛ تو در اوهام کاشف افیون- -که نظر باختن به آهو را کار مردان سفله می‌داند. مأخذ معتبر؟؟؟ چه می‌دانم! مثلاً ترّهات افلاطون، در ضیافت. جهانِ مردانه سازوکاری جهنمی دارد؛ کهن‌الگوی این غزل از شعر، من هم از وزن می‌زنم بیرون: آی مادر! مادر! مادر! کاش می‌شد تو را بگنجانم در عروضِ خلیلِ بن احمد، در پناه قوافی موزون چند قرن است رفته‌ای مادر؟! چند قرن است رفته‌ای که هنوز هرچه جان می‌کنم نمی‌گنجی در «خفیف مسدّس مخبون»؟! ▨ علی‌اکبر یاغی‌تبار

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.