

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
" فَاَمّا ... " قدم رنجه کن تا سرانجام کار مریدان پیر جنون را ببینی نخستین رکب خورده ی آخرین دست خون را ببینی به خاکم بیا تا به پادافره طالع سرنگون و دل غرق خونم فرارستن این همه لاله ی واژگون را ببینی... فآمّا من ازپیش از آغاز خلقت خمار تو بودم رکب خورده ی آخرین دست خون قمار تو بودم سه ده قرن قبل از ازل بود و از هر دو بیعت گرفتند تو بیعت شکستی و من تاابد سر به دار تو بودم تلاونگ صبح ازل بود؛ زن درتو خون گریه می کرد نماشون شام ابد رفت و من یار غارتو بودم دو افسانه قبل از هبوط پدر از تو دم می گرفتم خدا گرم کار خدایی و من گرم کار تو بودم تلاونگ صبح ازل خواهر از آتش عشق می سوخت سه خط قبل قتل برادر، من آتش بیار تو بودم نخستین برادرکشی در حضورخدا ثبت می شد خدا دستیار پدر بود؛ من دستیار تو بودم سحرگاه روزی که سقراط با شوکران پنجه می زد من آزرده جان از زبان چنان زهر مار تو بودم همان شب که احمد به معراج می زد؛ دقیقا همان شب من افکنده ی رأفت تیغه ی ذوالفقار تو بودم.... تلاونگ صبح ازل در نماشون شام ابد ریخت من امّا هنوز و هنوز و هنوز و هنوز و هنوز و... - دچار تو (هستم) #علی_اکبر_یاغی_تبار
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





