

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
نویسنده: سیامک گلشیری راوی: علی عمرانی , فریبا متخصص «رامین ارژنگ» استاد جوان دانشگاه که هفت سال پیش باعث اخراج یکی از دانشجویانش شده بود، یک شب به طور اتفاقی با او روبهرو میشود. تورج (دانشجوی قدیمی) رامین را به باغی در خارج از تهران دعوت میکند و در ادامه حوادثی در باغ اتفاق میافتد.... سیامک گلشیری قلمی شناخته شده دارد و معمولاً در نوشتههایش حسی از تعلیق و اضطراب را باهم تلفیق میکند. این داستان فضایی دلهرهآور دارد و حس آن را خیلی خوب منتقل میکند. در این کتاب همه وقایع در یک شب و در چند ساعت اتفاق میافتد. مهمانی تلخ را اگر بخواهیم در دسته بندی ژانری قرار بدهیم؛ در ژانر تریلر، رازآلود و اجتماعی قرار میگیرد. نویسنده، خیلی خوب، موفق شده در همان ابتدای داستان شخصیتهایش و به تبع آن، خواننده هایش را در موقعیتی ناامن قرار دهد. در بخشی از کتاب میخوانیم؛ چشمش که به من افتاد، بلند شد آمد نزدیک من. آهسته گفت: «صدا رو شنیدى؟» «پای من بود خورد به این». چوب را نشانش دادم. گفت: «یه صداى دیگه اومد». «از کجا؟» «از پایین. باید از اینجا بریم رامین». سرم را بردم نزدیک گوشش. خیلی آهسته گفتم: «یه مدت دیگه اینجا میمونیم و بعدش میریم». نشست سر جاى قبلىاش. گفتم: «محاله بیاد اینجا. فکر مىکنه...» و درست همان لحظه بود که صدایی شنیدیم. صدای قدمهای تورج بود. از پلکان بالا آمده بود و حالا داشت وارد سالن میشد. وقتی گفت: «استاد، اینجایی»؟ نزدیک بود بیفتم روی کنده زانوهایم. *رمان «مهمانی تلخ» نامزده دریافت جایزه بهترین رمان جشنواره مهرگان بوده است.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





