پادگرد
کاور فصل 2، قسمت 2: سرود برای مرد روشن که به سایه رفت
ری را

فصل 2، قسمت 2: سرود برای مرد روشن که به سایه رفت

۱۹ اسفند ۱۴۰۳ · 41 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

ری‌را: پادکست شعر معاصر؛ هر قسمت با محوریت یک شعر| فصل دو، قسمت دو: «سرود برای مرد روشن که به سایه رفت» از احمد شاملو| سازنده‌ی پادکست: سامان جواهریان| موسیقی: گروه پرسونا| حمایت مالی از ری‌را از خارج ایران صفحه‌ی گروه پرسونا منابع: «مجموعه آثار شاملو، دفتر یکم: شعرها»، انتشارات نگاه. «شکفتن در مه»، احمد شاملو، کتاب زمان. «گفت‌وگو با احمد شاملو، محمود دولت‌آبادی، مهدی اخوان ثالث»، محمد محمدعلی، انتشارات قطره. نطق احمد شاملو در زمان دریافت جایزه‌ی فروغ به نقل از جلد چهارم «تاریخ تحیلیلی شعر نو» نوشته‌ی شمس لنگرودی. مقاله‌ی «این ملت حافظه‌ی تاریخی ندارد» از احمد شاملو به نقل از کتاب «احمد شاملو، شاعر شبانه‌ها و عاشقانه‌ها» انتشارات هیرمند. جستار «آن سوی آستانه»، از کتاب «دفترچه‌ی خاطرات و فراموشی»، نوشته‌ی محمد قائد، انتشارات طرح نو. «راهنمای ادبیات معاصر» نوشته‌ی سیروس شمیسا، انتشارات میترا. «انسان در شعر معاصر» نوشته‌ی محمد مختاری انتشارات توس. «غروب جلال»، نوشته‌ی سیمین دانشور، انتشارات سعدی. «غرب‌زدگی»، نوشته‌ی جلال آل‌احمد، انتشارات رواق. شعر «سرود برای مرد روشن که به سایه رفت» احمد شاملو از کتاب «شکفتن در مه» قناعت‌وار تکیده بود باریک و بلند چون پیامی دشوار در لغتی با چشمانی از سوآل و عسل و رُخساری برتافته از حقیقت و باد. مردی با گردشِ آب مردی مختصر که خلاصه‌ی خود بود. خرخاکی‌ها در جنازه‌ات به سوءِظن می‌نگرند. □ پیش از آن که خشمِ صاعقه خاکسترش کند تسمه از گُرده‌ی گاوِ توفان کشیده بود. آزمونِ ایمان‌های کهن را بر قفلِ معجرهای عتیق دندان فرسوده بود. بر پرت‌افتاده‌ترینِ راه‌ها پوزار کشیده بود رهگذری نامنتظر که هر بیشه و هر پُل آوازش را می‌شناخت. □ جاده‌ها با خاطره‌ی قدم‌های تو بیدار می‌مانند که روز را پیشباز می‌رفتی، هرچند سپیده تو را از آن پیش‌تر دمید که خروسان بانگِ سحر کنند. □ مرغی در بال‌هایش شکفت زنی در پستان‌هایش باغی در درختش. ما در عتابِ تو می‌شکوفیم در شتابت ما در کتابِ تو می‌شکوفیم در دفاع از لبخندِ تو که یقین است و باور است. دریا به جُرعه‌یی که تو از چاه خورده‌ای حسادت می‌کند.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.