پادگرد
کاور احمد شاملو | سرود برای مرد روشن که به سایه رفت
احمد شاملو | شعر با صدای شاعر

احمد شاملو | سرود برای مرد روشن که به سایه رفت

۱ دی ۱۴۰۴ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: سرود برای مرد روشن که به سایه رفت ▨ شاعر: احمد شاملو ▨ با صدای: احمد شاملو ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ـــــــــــــــــــــــــ قناعت‌وار تکیده بود باریک و بلند چون پیامی دشوار که در لغتی با چشمانی از سوآل و عسل و رُخساری برتافته از حقیقت و باد. مردی با گردشِ آب مردی مختصر که خلاصه‌ی خود بود. خرخاکی‌ها در جنازه‌ات به سوءِظن می‌نگرند. □ پیش از آن که خشمِ صاعقه خاکسترش کند تسمه از گُرده‌ی گاوِ توفان کشیده بود. آزمونِ ایمان‌های کهن را بر قفلِ معجرهای عتیق دندان فرسوده بود. بر پرت‌افتاده‌ترینِ راه‌ها پوزار کشیده بود رهگذری نامنتظر که هر بیشه و هر پُل آوازش را می‌شناخت. □ جاده‌ها با خاطره‌ی قدم‌های تو بیدار می‌مانند که روز را پیشباز می‌رفتی، هرچند سپیده تو را از آن پیش‌تر دمید که خروسان بانگِ سحر کنند. □ مرغی در بال‌هایش شکفت زنی در پستان‌هایش باغی در درختش. ما در عتابِ تو می‌شکوفیم در شتابت ما در کتابِ تو می‌شکوفیم در دفاع از لبخندِ تو که یقین است و باور است. دریا به جُرعه‌یی که تو از چاه خورده‌ای حسادت می‌کند. ▨ احمد شاملو تهران ۱۳۴۸ از Hosted on SHENOTO

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.