پادگرد
کاور یاسطوری; داستانهای کوتاه یک یاسر (شب امتحان)
رادیو وای

یاسطوری; داستانهای کوتاه یک یاسر (شب امتحان)

۳۱ خرداد ۱۴۰۵ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

سلام این منم، همونی که می خواستم یه روزی دریا بشم، شبو آتیش بزنم تا به فردا برسم. ولی در حال حاضر نشستم پشت لپتاپمو دارم با اکسل و گزارش هایی سر و کله میزنم که هیچ ربطی به اهدافم ندارن. هر روز آدمهایی رو میبینم که هیچ علاقه ای بهشون ندارم. هر روز مسیر تکراری و طولانی رو طی میکنم تا برسم به محل کارم. کاری که اونم تکراریه و در اون هیچ خبری از هیجان و خلاقیت نیست. هی روزا میگذره و من با خودم... 🎬 لا به لای اپیزود های رادیو وای داستان هایی از یاسر منتشر میشه با عنوان "یاسطوری" که ما رو بر می داره و می بره به دنیای قصه هاش تا با هم لحظه ها رو طوری دیگه تجربه کنیم . 🎬 .یاسطوری؛ داستانهای کوتاه یک یاسر این قسمت : شب امتحان 🎬 Hello, this is me, the one who wanted to become the sea one day, to set the night on fire to reach tomorrow. But right now, I'm sitting behind my laptop, dealing with Excel and reports that have nothing to do with my goals. Every day I see people I have no interest in. Every day I travel the same long route to get to my workplace. A job that is also repetitive, with no excitement or creativity. Days pass and I ask myself...

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.