پادگرد
کاور داستان کوتاه امروز یک روز زیبای برفی است...
پادکست قصه ها | داستان کوتاه صوتی و مینیمال، داستانک

داستان کوتاه امروز یک روز زیبای برفی است...

۲۱ دی ۱۴۰۱ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

مرد نابینایی گوشه پیاده‌رو نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو نوشته بود: من نابینا هستم لطفا کمک کنید. هوا سرد بود و مردم بی توجه از کنارش عبور می کردند مرد نویسنده‌ای از کنار او می گذشت. نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد نابینا اجازه بگیرد؛تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و نوشته دیگری روی آن نوشت و سپس تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. اپیزود شانزدهم | امروز یک روز زیبای برفی است... با قصه ها زندگی کن... 💌 🔹صفحه رو دنبال کنید تا داستان های جدید براتون ارسال بشه...🔹 🔹 صفحه قصه ها در تلگرام رو دنبال کنید https://t.me/Ghesse_ha1 🔹 کست باکس https://castbox.fm/va/5193205 🔹شنوتو https://shenoto.com/channel/podcast/Ghesse-ha #داستان_کوتاه

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.