پادگرد
کاور داستانهای کوتاه رومن گاری
روایت های کتاب گویا/ داستان (به یاد حسین محمدیانی

داستانهای کوتاه رومن گاری

۱ اردیبهشت ۱۴۰۲ · 58 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

نویسنده: رومن گاری راوی: غلامرضا صادقی , راحله قاسمی جو عنوان داستان‌های این مجموعه از این قرار است: پرندگان می‌روند و در پرو می‌میرند، بشردوست، ملالی نیست جز دوری شما، همشهری کبوتر و کهن‌‎ترین داستان جهان. «رومن گاری» (زاده‌‌ی ۸ مه ۱۹۱۴‌‌-‌/ درگذشته‌‌ی ۲دسامبر۱۹۸۰) نویسنده، فیلم‌نامه‌نویس، کارگردان، خلبان در جنگ‌جهانی دوم و دیپلمات فرانسوی بود. او با نام اصلی «رومن کاتسِف» در ۸ مه ۱۹۱۴ میلادی در شهر «ویلنا» (اکنون: ویلنیوس، واقع در لیتوانی) در خانواده‌ای یهودی به دنیا آمد. پدرش «آری-لیب کاسو» کمی بعد، در ۱۹۲۵ میلادی، خانواده را رها کرد و دوباره ازدواج کرد. از آن هنگام او با مادرش، «نینا اوزینسکی» (کاسو)، ابتدا در ویلنا و سپس در ورشوی لهستان زندگی می‌کرد. در سال ۱۹۲۸ میلادی، رومن چهارده‌‌ساله، به همراه مادرش، به شهر «نیس» در کشور فرانسه رفتند. رومن سرگذشت سه دهه‌ی نخست زندگی‌اش را در کتاب «میعاد در سپیده دم» (۱۹۶۰) نوشته‌ است. او در فرانسه در رشته‌‌ی حقوق تحصیل کرد. ابتدا در «اکس-ان-پروونس» و سپس در پاریس. او در «سالون-دو-پروونس» و در پایگاه هوایی آوورد در نزدیکی بورگس، خلبانی در نیروی هوایی فرانسه را آموخت. پس از اشغال فرانسه به دستِ نازی‌ها در جنگ‌جهانی دوم او به انگلستان گریخت و تحت رهبری «شارل دوگل» به «نیروهای آزاد فرانسه» پیوست و در اروپا و آفریقای شمالی جنگید. او نگارش نخستین رمانش «تربیت اروپایی» (۱۹۴۵) را زمانی که در ارتش بود، شروع کرد. در سال ۱۹۴۵ در فرانسه جایزه‌ی منتقدان را دریافت کرد. همچنین به‌‌سببِ خدماتش در ارتش موفق به دریافتِ جوایز متعددی از ارتش شد. پس از جنگ رومن با مدرک حقوق که از دانشگاه پاریس گرفته بود و نیز با دیپلم زبان‌های اسلاو که از دانشگاه ورسای دریافت کرده بود، با سِمتِ دیپلمات در شهرهای گوناگون کار کرد. همچنین به‌عنوان سخن‌گوی نمایندگان فرانسوی سازمان ملل، ابتدا در نیویورک و سپس در لندن فعالیت کرد. پس از اقامت در نیویورک، به‌علت خستگی، به‌مدت سه ماه کار را رها کرد و در سال ۱۹۵۶ به نوشتن رمان «ریشه‌های آسمان» پرداخت. این داستان نخستین رمان وی بود که برنده‌ی جایزه‌ی گنکور شد. طی این سال‌ها وی دو بار ازدواج کرد. نخستین همسرش نویسنده‌ای انگلیسی به نام «لزلی بلانش» بود. در سال ۱۹۶۳ از وی جدا شد و با هنرپیشه‌ای به نام «جین سیبرگ» ازدواج کرد و مدت هفت سال با او زندگی کرد. رومن زندگی‌اش با سیبرگ را در کتابی به نام «سگ سفید» (۱۹۷۰) به رشته‌‌ی تحریر درآورده‌است. حاصل این زندگی مشترک پسری به نام «دیه‌گو» بود که مدتی را در اسپانیا با زن مدیری زندگی می‌کرد. زندگی پسرش و این خانم، الگوی رومن برای نقش‌های مومو و مادموازل رزا در رمان «زندگی در پیش رو» شد. رومن در دوران زندگی سیاسی‌اش حدود ۱۲ رمان نوشت. به همین دلیل بسیاری از کارهایش را با نام مستعار می‌نوشت. مادامی که با نام مستعار «امیل آژار» نویسندگی می‌‌کرد، با نام رومن گاری نیز داستان می‌نوشت. «گَری» فرم امری فعلی با معنای «به دنیا آمدن» در زبان روسی است. به همین دلیل رومن مدل آمریکایی شده‌ی این فعل را به عنوان نام مستعار خود انتخاب کرد. البته این انتخاب تا حدودی به‌‌دلیل قهرمان رومن، «گری کوپر» بود. کلمه‌‌ی آژار (تلفظ اصلی: آیار) نیز به‌‌لحاظ معنایی نزدیک به کلمه‌ی گری است. این واژه در زبان روسی به معنای «زغال‌سنگ‌های زنده» است که یک اصطلاح انجیلی و به مفهوم انوار الهی است. وی دومین جایزه‌ی ادبی گنکور را با نام «امیل آژار» به دلیل نوشتن رمان زندگی در پیش رو به دست آورد. وی تنها نویسنده‌ای است که دو مرتبه موفق به دریافت این جایزه شده‌‌‌است. این جایزه تنها یک‌‌بار به هر نویسنده تعلق می‌گیرد. به دلیل اینکه وی این رمان را با نام مستعار نوشته بود، برای دومین‌‌بار توانست این جایزه را دریافت کند و پسرعمویش «پائول پالویچ» به جای وی این جایزه را دریافت کرد. رومن بعدها در کتابی به نام «زندگی و مرگ امیل آژار» این حقیقت را فاش کرد. وی همچنین فیلم‌‌نامه‌ی «طولانی‌ترین روز» و نیز فیلم‌‌نامه‌ی «قتل» را نوشت و این فیلم را با بازی همسر دوم خود کارگردانی کرد. رومن گاری در ۲دسامبر۱۹۸۰، مدت کوتاهی پس از مرگ همسرش، با شلیک گلوله‌ای به زندگی خود پایان داد. وی در یادداشتی که از خود به جای گذاشته این طور نوشته: «... دلیل این کار مرا باید در زندگی‌‌نامه‌ام (شب آرام خواهد بود) (۱۹۷۴) بیابید.» او در این کتاب گفته‌ است: «به خاطر همسرم نبود، دیگر کاری نداشتم.» و همچنین نوشته‌ است: «واقعاً به من خوش گذشت، متشکرم و خداحافظ!» رومن گاری در زندگی پربار ادبی خود ۲۱ رمان با نام حقیقی، یک رمان با نام مستعار «فوسکو سینسبال» و چهار رمان با نام مستعار امیل آژار نوشت و منتشر کرد. کتاب‌‌شناسی این نویسنده‌ی شهیر فرانسوی به شرح زیر است: تربیت اروپایی (۱۹۴۵)، تولیپ (رمان) یا لاله (۱۹۴۶)، رنگ‌های روز (۱۹۵۲)، لیدی ال (۱۹۵۷)، میعاد در سپیده‌دم (۱۹۶۰)، به افتخار پیشتازان سرافرازمان (۱۹۶۲)، خداحافظ گاری کوپر (۱۹۶۵)، رقص چنگیز کوهن (۱۹۶۷)، سگ سفید (۱۹۷۰)، شب آرام خواهد بود (۱۹۷۴ مصاحبه)، زندگی در پیش رو (۱۹۷۵) (با نام مستعار امیل آژار)، شاه سلیمان (۱۹۷۹) (با نام مستعار امیل آژار)، بادبادک‌ها (۱۹۸۰)، مردی با کبوتر (۱۹۸۴)، ستاره باز، پرنده‌ها می‌روند در پرو می‌میرند (۱۹۶۸ فیلم)، گذار روزگار (۱۹۸۰، آخرین مصاحبه «رومن گاری» چند ماه قبل از مرگش با رادیو کانادا).

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.