

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
برشی از زندگی پسر دانشجویی که درد دل دختران را میشنید و با آن گلهای سمی پرورش میداد. برشی از رمان «حافظ خوانی خصوصی» توی دانشگاهمون یه پسری هست که از شدت مهربونی دو ساله هیچ دختری باهاش وارد یه رابطهی جدی نشده. اسمش محمدرضاست. چهرهاش و حتی بعضی از رفتارهاش یه شباهت دوری به تو داره. این طور که میگن در ترمیم دلهای شکسته مهارت ویژه داره. همون ترم اول یه بار یکی از دخترها بهم گفت: « اگه کسی بهت خیانت کرد، اگه خیلی داغون بودی یا میخواستی بدون دردسربا کسی فقط درد دل کنی بروسراغ محمدرضا. فقط مراقب باش بهش وابسته نشی. چون یه جور توالت عمومیه. غیر از توخیلیها دیگه هم میرن سراغش.» یاد این جمله میلان کوندرا افتادم که میگه زنها با مردهای خوب درد دل میکنن ولی عاشق مردهایبد میشن. همون ترم اول با توصیفی که ازش شنیدم فهمیدم از اون تیپ آدمهایی نیستکه خوشم بیاد. چون معتقدم بودم راه حلهای عمومی که برای هر مشکلی استفاده میشن عملا هیچ مشکل واقعی رو حل نمیکنن... امیدوارم از شنیدنش لذت ببرید
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





