پادگرد
کاور لغات زبان انگلیسی با کتاب504واژه

لغات زبان انگلیسی با کتاب504واژه

از در پادگرد

🍫اینستاگرام🍫 www.instagram.com/Negar.Roozbeh 🍓کانال یوتیوب🍓 www.youtube.com/@NegarRoozbeh 🍭کانال تلگرام🍭 https://t.me/Negar_Roozbeh 🍩کانال آپارات🍩 www.aparat.com/NegarRoozbeh 🍒کست باکس🍒 https://castbox.fm/podcasts/NegarRoozbeh

شنیدن

شبکه‌ها

حمایت

همهٔ راه‌های شنیدن

معرفی پادکست

دربارهٔ لغات زبان انگلیسی با کتاب504واژه

لغات زبان انگلیسی با کتاب504واژه از ۱۰ شهریور ۱۴۰۲ به جمع پادکست‌های فارسی پیوسته است. این برنامه از NegarRoozbeh حالا ۸ اپیزود در موضوع آموزش، جامعه و فرهنگ، کسب‌وکار در آرشیو پادگرد دارد.

به‌طور میانگین هر ۸۵ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۵۵۷ روز می‌گذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبت‌شده‌اش نزدیک به ۹۵ دقیقه است؛ در گروه پادکست‌های کم‌کارتر قرار می‌گیرد.

این پادکست در تلگرام هم حضور دارد.

صفحه‌های مرتبط: NegarRoozbeh؛ آموزش، جامعه و فرهنگ، کسب‌وکار

اپیزودها

Intermission

۲۸ فروردین ۱۴۰۴ · 1 دقیقه

🍫اینستاگرام🍫 www.instagram.com/Negar.Roozbeh 🍭کانال تلگرام🍭 https://t.me/Negar_Roozbeh 🍓کانال آپارات🍓 www.aparat.com/NegarRoozbeh 🍒کست باکس🍒

504Words-Lesson7

۲ بهمن ۱۴۰۲ · 13 دقیقه

درس 7 (Lesson 7) 1. postpone (به زمان دیگر انداختن، به تعویق انداختن) هم‌معنی (Definition): put off to a later time; delay. مثال‌ها (Examples): A. The young couple wanted to

504Words-Lesson6

۲ بهمن ۱۴۰۲ · 13 دقیقه

درس 6 (Lesson 6) 1. approach (نزدیک شدن، رسیدن) هم‌معنی (Definition): come near or nearer to. مثال‌ها (Examples): A. The lawyers in the Simpson trial were often asked to approach

504 Words - Lesson5

۲ بهمن ۱۴۰۲ · 13 دقیقه

درس 5 (Lesson 5) 1. tradition (سُنت، رسم، عُرف) هم‌معنی (Definition): beliefs, opinions, and customs handed down from one generation to another. مثال‌ها (Examples): A. The father

504Words - Lesson4

۲۶ شهریور ۱۴۰۲ · 12 دقیقه

درس 4 (Lesson 4) 1. vapor (بخار، مه) هم‌معنی (Definition): moisture in the air that can be seen; fog; mist. مثال‌ها (Examples): A. Scientists have devised methods for trapping

504Words - Lesson 3

۱۰ شهریور ۱۴۰۲ · 13 دقیقه

درس 3 (Lesson 3) 1. typical (معمولی، متداول) هم‌معنی (Definition): usual; of a kind. مثال‌ها (Examples): A. The sinister character in the movie wore a typical costume, a dark

504words - Lesson 2

۱۰ شهریور ۱۴۰۲ · 13 دقیقه

درس 2 (Lesson 2) 1. corpse (جسد، مردار) هم‌معنی (Definition): a dead body, usually of a person. مثال‌ها (Examples): A. When given all the data on the corpse, Columbo was able to

504 Words - Lesson 1

۱۰ شهریور ۱۴۰۲ · 13 دقیقه

درس 1(Lesson 1) 1. abandon (ترک کردن، رها کردن) هم‌معنی (Definition): desert; leave without planning to come back; quit. مثال‌ها (Examples): A. When Roy abandoned his family, the

اسپانسرهای پادکست

جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال می‌شود.

مشاهدهٔ بسته‌ها

میهمانان پادکست

آرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال می‌شود.

مشاهدهٔ بسته‌ها

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.