پادگرد
کاور شمارۀ 24 - غزلی از مسعود فرزاد
پانصد غزل - بخش چهارم

شمارۀ 24 - غزلی از مسعود فرزاد

۴ شهریور ۱۴۰۳ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

گرانی می کند بر پای جان زنجیر تنهایی دریغا، با چنین پا نیست ممکن راه‌ پیمایی نفرسود آخر این زنجیر را، جان مرا فرسود ندیدم غیر از این سودی، ز سوهان شکیبایی به جای آنکه از زندان گشایم راه تا میدان ز زندانی گریزم سوی زندانی به رسوایی میان زمهریر نیستی و دوزخ هستی گذشت افسوس عمر من به محرومی و بی‌جایی کنون تسخر زنان گوید جوان"هیهات، فرتوتی!" به طنزم نیز گوید پیر"خامی، زانکه برنایی!" چو بر خوان جهان شاه و گدا دارند سهم خود چرا ما را نباشد هیچ، جز سهم تماشایی چرا یک ذره شادی در دل تنگم نمی گنجد چو در هر گوشه‌اش صد کوه غم را هست گنجایی! خرد را پایمال ابلهی تا کی توان دیدن بیا ای کوری و بِرهان مرا از شر بینایی شب امید باطل، شد میان راه و من حایل برآی ای ماه نومیدی، تو شاید راه بنمایی پریشان بود خاطر، زاد ازو شعر پریشانی پریشان زایی خاطر، مرا خوشتر که نازایی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.