

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
#یک_شاخه_گل برنامه شماره 119 #مرضیه #فرزاد_مسعود #رهی_معیری #فرامرز_پایور #علی_تجویدی #پرویز_یاحقی #روشنک دلی کز بند خواهش رسته باشد ره آسودگی دانسته باشد بماند گلشن او شادی افزای مگر در آن گل غم رسته باشد امن و امان میخواستم کی خسته جانی را رسد نی عزلت پرمحنتی وین گونه عزلت راحتی باز سوی کوه تنهایی روان شد جان من باز اندوه جوان ناخوانده شد مهمان من بعد عمری جستجو بالین آرامش نیافت روح رهپیمای خودفرسای سرگردان من با هنر بسته است دل پیمانی از عهد الست گرچه دل بشکست هرگز نشکند پیمان من اشک من لبخند گردد گر دمی از راه لطف وان لب خندان نهی بر دیده گریان من گریم دور از رویت های های لرزم چون گیسویت وای وای مدهوشم از غم سرمستم بی می میسوزم چون گل مینالم چون نی هرکجا روم تویی تویی در برابرم آرزوی من بیا بیا یک شب از درم خون دل نوشم چون دریا جوشم در هوای تو در شعرم پنهان در اشکم پیدا جلوه های تو دارم از دل با آن لب پیغامی لطفی قهری کامی یا دشنامی گر او روزی با من همرهی کند کان لب یکشب گرمی با رهی کند
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.




