پادگرد
کاور شمارۀ 33 - غزلی از رهی معیری
پانصد غزل - بخش چهارم

شمارۀ 33 - غزلی از رهی معیری

۲۴ آبان ۱۴۰۳ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

برگ خشکم در کف باد صبا افتاده‌ام با دل روشن در این ظلمت‌سرا افتاده‌ام نور مهتابم که در ویرانه‌ها افتاده‌ام سایه پرورد بهشتم از چه گشتم صید خاک؟ تیره‌ بختی بین کجا بودم کجا افتاده‌ام جای در بستان‌سرای عشق می‌باید مرا عندلیبم از چه در ماتم‌سرا افتاده‌ام پایمال مردمم از نارسایی‌های بخت سبزهٔ بی‌طالعم در زیر پا افتاده‌ام خار ناچیزم مرا در بوستان مقدار نیست اشک بی‌قدرم ز چشم آشنا افتاده‌ام تا کجا راحت پذیرم یا کجا یابم قرار؟ برگ خشکم در کف باد صبا افتاده‌ام بر من ای صاحب‌دلان رحمی که ازغم‌های عشق تا جدا افتاده‌ام از دل جدا افتاده‌ام لب فرو بستم رهی بی‌روی «گلچین» و «امیر» در فراق همنوایان از نوا افتاده‌ام

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.