پادگرد
کاور شمارۀ 36 - غزلی از ساعد باقری
پانصد غزل-بخش پنجم

شمارۀ 36 - غزلی از ساعد باقری

۲۳ تیر ۱۴۰۴ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

عرق شرمِ دلم بود که از چشمم ریخت! یادگار از تو همین سوخته جانی است مرا شعله از توست، اگر گرم زبانی است مرا به تماشای تن سوخته‌ات آمده ام مرگ من باد که این گونه توانی است مرا نه ز خون‌گریۀ آن زخم، گزیری ست تو را نه از این گریۀ یکریز، امانی است مرا باورم نیست، نگاه تو و این خاموشی؟ باز برگردش چشم تو گمانی است مرا چه زنم لاف رفاقت؟ نه غمم چون غم توست نه از آن گرم‌دلی هیچ نشانی است مرا گو بسوزد تنۀ خشک مرا غم، که به کف برگ و باری نبود دیر زمانی است مرا عرق شرمِ دلم بود که از چشمم ریخت! ورنه برکشتۀ تو گریه روا نیست مرا

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.