پادگرد
کاور شمارۀ 39 - غزلی از امیری فیروزکوهی
پانصد غزل - بخش چهارم

شمارۀ 39 - غزلی از امیری فیروزکوهی

۲۶ آبان ۱۴۰۳ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

به یاد دوست هنوز نشسته در دل خاکم به یاد دوست هنوز دل گداخته را آرزوی اوست هنوز نه عشق آینه‌رویی، نه ذوق هم‌سخنی عجب که طوطی ما گرم گفتگوست هنوز ز بیم خوی تو رازم نهفته ماند به دل در این صدف، گهر از پاس آبروست هنوز از آن ز تنگی گمنامی‌ام رهایی نیست که چون صدف به لبم مُهر آبروست هنوز در این بهار چو اشک از کنار چشم ترم مرو که خرمن گل در کنار جوست هنوز چو پاره ی تن ما بُرد، نقد جان طلبد عجوز دهر چو طفلان، بهانه جوست هنوز ز همنشینی دل با غم تو در عجبم که پیر گشت و همانش به دایه، خوست هنوز ز خوان هستی‌اش ای آسمان چه می‌رانی؟ که میهمان تو را لقمه در گلوست هنوز کسی نماند کز آن تندخو کناره نکرد امیر ماست که از جان اسیر اوست هنوز

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.