پادگرد
کاور شمارۀ 40 - غزلی از امیری فیروزکوهی
پانصد غزل - بخش چهارم

شمارۀ 40 - غزلی از امیری فیروزکوهی

۲۶ آبان ۱۴۰۳ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

نخل سرسبزم، ز هجر آفتاب افسرده‌ام آتشم اما ز بی عشقی چو آب افسرده‌ام نخل سرسبزم، ز هجر آفتاب افسرده‌ام در من ای سوز محبت، در نمی‌گیری چرا؟ رحم کن بر من که از سردی چو آب افسرده‌ام از من است این طوطیان را شکّرافشانی ولیک نیست چون آیینه رویی، از خطاب افسرده‌ام نیست جز در بی‌قراری راحت و آرام من قلب گرم عاشقم، بی اضطراب افسرده‌ام بر نمی‌خیزد به آب مِی، غبار از خاطرم خار خشکم با سحاب و بی سحاب افسرده‌ام مَردم از غم در پناه باده بگریزند و من در پناه غم گریزم کز شراب افسرده‌ام تار و پود جان لرزانم به آهی بسته است زان درین دریای حیرت چون حباب افسرده‌ام آنچه ما داریم یا رب! زندگانی نیست، نیست خورد و خواب است این و من زین خورد و خواب افسرده‌ام هیچ دستی سوی من یارب! نمی‌گردد دراز چون گیاه رُسته در کنج خراب افسرده‌ام سردی من از دم گرم جوانی مانده است زان گل شاداب، اکنون چون گلاب افسرده‌ام گنج استعدادم اما در خراب افتاده ام بحر شور و ذوقم اما در سراب افسرده‌ام بس که شد صرف کتاب ایام عمر من امیر چون گل خفته در آغوش کتاب افسرده‌ام

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.