پادگرد
کاور پانو نمی خواست بمیره | اپیزود ویژه
ارور۴۰۴ | ادبیات • فلسفه • ذهن

پانو نمی خواست بمیره | اپیزود ویژه

۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ · 10 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

پانو نمی‌خواست بمیره. این جمله رو هزار بار با خودم زمزمه کردم. وقتی ناخن‌هاش دیگه تو نمی‌رفتن، وقتی دمش لرزید، وقتی غذا نخورد، وقتی با اون چشم‌های سبزش نگام کرد، ولی چیزی نگفت. این اپیزود نه درباره‌ی تاریخ یک کشوره، نه درباره‌ی پادشاهی و انقلاب. این، تاریخِ یه گربه‌ست. تاریخِ یه امید کوچیک که هر روز، سوزن خورد و دوباره بلند شد. این اپیزود، یک نامه‌ست. نامه‌ای که نوشتم، اما نمی‌تونم براش بفرستم. نامه‌ایه برای پانو — گربه‌ای که جنگید. گربه‌ای که قرار نبود بره... ولی رفت. اگه تا حالا فقط شنونده‌ی قصه‌های تاریخ بودی، شاید بد نباشه این بار، یه قصه‌ی واقعی از دلِ امروز رو بشنوی. واگه تا حالا برای یه گربه اشک نریختی، این اپیزود رو گوش نده. و اگه ریختی... بیا. این صدا برای توئه.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.