پادگرد
کاور تو خفه، خاموش
نقاشی خیال با شعر

تو خفه، خاموش

۹ مهر ۱۴۰۱ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

تو خفه، خاموش در کنج اتاق یک صندلی خالی، روبرویش یک تابلو با مضمون آبی نور اتاق میآید از گوشه این تابلو به پهنای صورتی غرق در شادمانی کنارش یک چای دم‌نوش و کتابی برای قلقک هوش صدای درون چه؟ می‌توان ‌گفت تو خفه، خاموش آسمان امروز آبی‌ترست از دیروز حتی آسمان هم میفهمد معنی سکوت را بعد چند روز چموش این همسایه باز در کوچه مشغول شستن چیزیست! به سلامتی هرچه آدم وسواسی، نوش. چایی‌ام هم که سرد شده! اینهم از کارمای به سخره گرفتن یک همسایه ناخوش گفتم تو خفه، خاموش کتاب از رد پای آدمیان بر روی زمین شکایت میکند از مصرف بی‌رویه آب و برق گله دارد یک نویسنده‌ امروزی دیگر. این شعارها که جز نان برای خود برای مردم عادی سودی ندارد ما هم که بخیل نیستیم. بگو آب و برق را هم مجانی کنند که خیل عظیم توان آنهم ندارد تو باز خفه، خاموش باید چای لب سوز دیگری برای خود بریزم. کتاب خواندن بدون چایی اصلا فایده ای ندارد آخر چه کسی بدون ساز، آواز در می‌کند؟ تا زمانی که یک سرزمین دشمن دارد، هیچ انقلابی جز نکبت برای مردمش ندارد این قلاویز شدن با شعبان بی مخ ها هم در تاریخ تمامی ندارد . درد مشترک که درمان ندارد برای چندمین بار، تو خفه، خاموش

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.