پادگرد
کاور قاف
نقاشی خیال با شعر

قاف

۲۸ آبان ۱۴۰۲ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

گفت این بوی تن است یا که خون گفتم این بوی زایش است به دیده خون قبضه جان از لحظه لخته شدن یک دریا خون با جیغ و داد و شیحه‌‌‌هایی چون فرود تیشه فرهاد بر بیستون تو از این قصه بخوان شرح مفصل حدیث عشق را گفتن راز به او که افتاد در دل شمس را آفتاب آمد، جمع کن بساط این کرم‌های شب‌تاب را از روی لوح سینه‌ام‌، بخوان‌ خطوط نوشته شده با جوهر درد را ‌این همه آیت و باز پرسش از منبع نور؟! این ماه، این هم نور، قسم به آن لبی که بوسید ترنم خاک را خواب تا کی؟ برخیز تا ببینی صحنه‌های شگفت‌انگیز بالای کوه‌‌ قاف را تا دم هست، غنیمت هست، پس کاری بکن چیزی بگو فراموش نکن آفتاب لب بوم را به خاطر آر لذت پرواز را

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.