پادگرد
کاور نادر نادرپور | کهن دیارا
نادر نادرپور | با صدای خودش

نادر نادرپور | کهن دیارا

۳ بهمن ۱۴۰۳ · 4 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: کهن دیارا ▨ شاعر: نادر نادرپور ▨ با صدای: نادر نادرپور ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ـــــــــــــــــــــــــــــــ کهن دیارا! دیار یارا! دل از تو کندم ولی ندانم که گر گریزم کجا گریزم، و گر بمانم کجا بمانم؟ نه پای رفتن نه تاب ماندن، چگونه گویم؟ درخت خشکم عجب نباشد اگر تبرزن طمع ببندد در استخوانم در این جهنم، گل بهشتی چگونه روید چگونه بوید؟ من ای بهاران! از ابر نیسان چه بهره گیرم؟ که خود خزانم به حکم یزدان، شکوهِ پیری مرا نشاید مرا نزیبد چرا که پنهان، به حرف شیطان سپرده‌ام دل؛ که نوجوانم صدای حق را سکوت باطل در آن دلِ شب چنان فروکُشت که تا قیامت در این مصیبت گلو فشارد غم نهانم کبوتران را به گاهِ رفتن، سرِ نشستن به بام من نیست که تا پیامی به خطِ جانان ز پای آنان فروستانم سفینه‌ی دل نشسته در گِل، چراغِ ساحل نمی‌درخشد در این سیاهی، سپیده‌ای کو؟ که چشم حسرت در او نشانم الا خدایا، گره گشایا! به چاره‌جویی، مرا مدد کن بوَد که بر خود دری گشایم، غمِ درون را برون کشانم چنان سراپا شبِ سیه را به چنگ و دندان در آورم پوست که صبحِ عریان به خون نشیند بر آستانم، در آسمانم کهن دیارا، دیار یارا! به عزم رفتن دل از تو کندم ولی جز اینجا وطن گزیدن، نمی توانم، نمی توانم ▨ نادر نادرپور تهران - جمعه ۱۹ آبان ۱۳۵۷ ___________ این شعر توسط داریوش، خواننده معاصر، اجرا شده است Hosted on SHENOTO

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.