پادگرد
کاور ۱۴. نادر نادرپور
حس مشترک

۱۴. نادر نادرپور

۶ اسفند ۱۳۹۸ · 14 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

نادر نادرپور ۱۶ خرداد ۱۳۰۸ در خانواده‌ای تحصیل‌کرده و فرهنگی در تهران متولد شد. پدرش تقی میرزا از نواده رضاقلی میرزا، پسر ارشد نادر شاه افشار بود. تقی میرزا که نقاشی زبردست و آشنا به ادبیات فارسی و فرانسه بود، نادر را از کودکی با شعر فارسی و زبان فرانسه مأنوس کرد. اولین اشعار و مقالات او در دوران دبیرستان و در نشریات رهبر و مردم منتشر شد. در فوریه ۱۹۵۰ نادرپور به فرانسه رفت تا در رشته زبان و ادبیات فرانسه تحصیل کند. مراجعتش به ایران مصادف شد با سقوط دولت محمد مصدق. نومید از آینده دموکراسی در ایران، از آن پس یکسره به شعر پناه برد. نادر نادرپور اشعار اولیه نادرپور بیشتر در قالب چهارپاره است با لحن و تصاویری عاشقانه. اما بعد از این دوره او چرخشی به سوی افکار فلسفی بدبینانه دارد و تا اواخر عمر در اشعارش می‌توان سایه تنهایی، نومیدی و مرگ را دید. از آثار نادرپور می‌توان مجموعه‌های چشم‌ها و دست‌ها ، سرمه خورشید و خون و خاکستر را نام برد. از وجوه تمایز شعر او می‌تواند به جان و شخصیت بخشیدن به طبیعت اشاره کرد. اغلب در اشعار او آسمان و ستاره و خورشید و ماه همراه با پرندگان و درختان و ماهیان به قالب انسان درمی‌آیند تا اندوه و نومیدی او را به تصویر کشند: شب چون زنی که پنجره‌ها را یکان یکان شب چون زنی که پنجره‌ها را یکان یکان می‌بندد و چراغ اتاقش را خاموش می‌کند یک یک ستاره‌ها را خاموش کرد و خفت نادر نادرپور در ۲۹ بهمن ۱۳۷۸ در خانه‌اش در لس‌آنجلس درگذشت.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.