پادگرد
کاور نادر نادرپور | ویرانه‌ی قرون
نادر نادرپور | با صدای خودش

نادر نادرپور | ویرانه‌ی قرون

۵ بهمن ۱۴۰۳ · 4 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: ویرانه‌ی قرون ▨ شاعر: نادر نادرپور ▨ با صدای: نادر نادرپور ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ـــــــــــــــــــــــــــــــ گویی سکوتِ قرن‌ها بود در دخمه‌های تیره‌اش، در آسمانش در ابرهایش، در شبانِ سهمگینش در بادهایش، در فضای بی‌کرانش چون نعره برمی‌داشت باد سرد مغرب گویی که برمی‌خاست بانگِ ارغنون‌ها آنجا که می‌افتاد روزی قهرمانی امروز می‌افتد به خاموشی ستون‌ها آنجا که روزی بال و پر می‌زد عقابی امروز شب‌کوری‌ست جنبان در سکوتش آنجا که زلف دختران در پیچ‌ و خم بود امروز، لرزد تار و پود عنکبوتش آن دخمه‌ها، آن سایه‌ها، آن آسمان‌ها وان رازدارانِ شگرفِ خلوت او آن خنده‌های باد در بیغوله‌ی شب وان غول‌ها در تیرگی هم صحبت او آن سقف‌ها ، آن پیشخوان‌ها، آن ستون‌ها آن طاق‌های ریخته در ظلمتِ شام آن برق چشم گربه‌های سهمگین‌روی وان نور اخترها در آفاق شبه‌فام آن کوره‌راه بی‌کرانه راهی که می‌لغزد به جنگل‌های خاموش راهی که می‌پیچد چو ماری بر تن شب راهی که می‌گیرد افق‌ها را در آغوش آن شعله‌های آتشِ دزدان دریا بر ریگ‌ها، بر ریگ‌های خشکِ ساحل در لابه‌لای تک‌درختانِ زمین‌گیر در سایه‌های قلعه‌های تیره‌گون‌دل این‌ها همه، می‌خواندم چون قاصدِ مرگ بار دگر با خنده‌ی پر مایه‌ی خویش من کیستم؟ بیگانه‌ای گم‌کرده مقصود یا رهروی ناآشنا با سایه‌ی خویش ▨ نادر نادرپور از کتاب چشم‌ها و دست‌ها

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.