پادگرد
کاور افسانه شیرین
کتابخانه گلها

افسانه شیرین

۲۵ مرداد ۱۳۹۸ · 26 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

#گلهای_تازه برنامه شماره 25 #هایده #محمدرضا_شجریان #فرخی_یزدی #بهادر_یگانه #فریدون_حافظی #همایون_خرم #مجید_نجاحی #فیروزه_امیرمعز شب چو در بستم و مست از می نابش کردم ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم دیدی آن ترک خطا دشمن جان بود مرا گرچه عمری به خطا دوست خطابش کردم ای بی وفا راز دل بشنو از خموشی من این سکوت مرا ناشنیده مگیر ای آشنا چشم دل بگشا حال من بنگر سوز و ساز دلم را ندیده مگیر امشب که تو در کنار منی غمگسار منی سایه از سر من تا سپیده مگیر ای اشک من خیز و پرده مپوش پیش چشم ترم بخت دیدن او راه دیده مگیر دل دیوانه من به غیر از محبت گناهی ندارد خدا داند منم آن مرغ وحشی که در هر بیابان به طرفی سرشکی بیفشاند شده چون مرغ طوفان به جز بی پناهی پناهی ندارد خدا داند به جز این اشک سوزان دل ناامیدم گواهی ندارد خدا داند ای بی وفا راز دل بشنو از خموشی من این سکوت مرا ناشنیده مگیر ای آشنا چشم دل بگشا حال من بنگر سوز و ساز دلم را ندیده مگیر دلم ویران هر زمان بهانه تو سرم دارد شور جاودانه تو روی دل بود به سوی آستانه‌ تو چو آید شب در میان تیرگی ها گشاید پر روح من به شور و غوغا رو کنم چو مرغ وحشی سوی خانه تو منزل مردم بیگانه چو شد خانه چشم آن قدر گریه نمودم که خرابش کردم شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع آتشی در دلش افکندم و آبش کردم غرق خون بود و نمی مرد ز حسرت فرهاد خواندم افسانه شیرین و به خوابش کردم دل که خونابه غم بود و جگر گوشه درد بر سر آتش جور تو کبابش کردم زندگی کردن من مردن تدریجی بود آنچه جان کند تنم عمر حسابش کردم

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.