پادگرد
کاور افسانه‌
نقاشی خیال با شعر

افسانه‌

۱۸ خرداد ۱۴۰۵ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

بوم نقاشی‌ست این جهان در دست‌ هر کس قلمی‌‌‌ست تو بخوان جان هر کسی می‌کشد‌ آن روی پرده به شیوه‌ای من عاشق او که کشیده چیزی شبیه بیشه‌ای ‌آهوی گرفتار در چنگال شیر گرسنه‌ای آهوی اما صاحبِ‌ بچه‌ای بچه ترسان و لرزان پنهان شده پشت بوته‌ای نگران از اینکه فردا چه خواهد شد شیر من‌ از کجا فراهم خواهد شد بسیار درد است در این داستان زندگی زندگی چون آینه‌‌ایست از این دست برهنگی‌ اما مگر چاره‌ای‌‌‌ هم هست جز صبر کردن عشق بر او که مشهور گشت به رحم کردن که روزهای وصل حتما خواهد رسید چه او بهتر از ما میداند چه بر ما رسید او و این لحظه‌‌ها از هم جدا نیستند لحظه‌ها چون عدم فکر کن که نیستند بود و نبود لحظه‌ها خود اصلا مهم نیستند چرا که سرنوشت‌‌‌ ما از خود ما جدا نیستند ما و او هر دو ز یک نقطه ریشه داریم ‌ ما خود دستی بر سرنوشت‌‌ خود داریم او ناخدای‌ کشتی و ما سایه‌بانیم در این دریای ازل ما غزل سراییم‌ تا وقتی که کشتی به گل نشیند که آن روز ما چه غریبانیم ‌ پس چه بهتر که تا توانیم کوشیم کز رنج‌هایمان قصه و‌ افسانه سازیم

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.